در قرآن موضوع‌هاي مختلفي مطرح شده، از مهمترين بحث معارف (توحيد) تا ساده ترين مسئله فقهي كه هر كدام از اين موضوعات، صداي متناسب با شأن خود را مي طلبد. قاري قرآن اگر پيش نياز هنر قرائت؛ يعني يادگيري معاني آيات شريفه و قواعد عربي را فرا گرفته باشد و علاوه بر آن احساس و ذوق لطيفي داشته باشد، در قرائت قرآن انطباق صوت با معنا را حفظ مي نمايد، در غير اين صورت، قرائتي بي معني ارائه خواهد داد. براي نمونه برخي از آيات كه تناسب با گام اوج صوتي دارند بيان مي كنيم:

  • فرمايشات حضرت حق تعالي كه تجليات جلاليه او مي باشند؛ مانند: خذوه فعلوه او را بگيريد و به بند كشيد.

     

  • فرمايشات ملائكة الهي خطاب به اهل عذاب؛ مانند: قال انكم ماكثون گفت همانا شما ماندگاريد.

     

  • فرمايشات انبياء الهي در برابر تكذيب امم خويش؛ مانند:


    اُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدونَ مِنْ دونِ الله .


    تفو بر شما و آنچه جز خدا مي پرستيد.

     

  • شرح حال مشركين و كفار؛ مانند:


    فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّي .


    پس تصديق نكرد و نماز نگزارد.


    فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَهِ مُعْرِضينَ


    پس ايشان را چه مي شود كه از تذكر دوري مي گزينند.


    و اما نمونه آياتي كه با گام پائين و توسط صوتي متناسب اند:

     

  • جملات دعايي مانند:


    رَبَّنا فَاغْفِرْلنا ذُنُوبَنا


    پروردگارا! پس گناهانمان را بيامرز.

     

  • سخنان مخالفين انبياء با ايشان؛ مانند:


    قالوا يا شُعَيْبُ ما نَفْقَهُ كَثيراً مِمّا تَقولُ


    گفتند: اي شعيب ! ما مقدار زيادي از آنچه كه مي گويي، نمي فهميم.

     

  • سخنان ابليس با حضرت حق تعالي؛ مانند:


    خَلَقْتَني مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ

     

  • آيات شريفه اي كه تجليات جماليه و الطاف حق تعالي است؛ مانند:


    فَاْدْخُلي في عِبادي


    پس در زمره بندگان من داخل شو.

     

  • شرح حال اهل بهشت؛ مانند:


    وَ يَطوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخلَّدونَ


    و گرد ايشان، پسران جاودانه اي گردش مي كنند.


    گاهي اوقات استثناء هايي هم وجود دارد، مثلاً جملات دعائيه كه نهايت اضطرار را بيان مي فرمايد همچون قضيه حضرت يونس – عليه السلام ـ كه در شكم ماهي گرفتار شده و عرض مي كند:


    لا اِلهَ الاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّي كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ .


    خدايي جز تو نيست، منزهي تو، همانا من از ستمكارانم.


    اين آيه شريفه را اگر با گام اوج هم بخوانيم، منطبق با معناست و يا آياتي كه به گفتگو و استدلال انبياء با قوم خويش اشاره دارد، براي معرفي بزرگواري و لطف انبياء ـ عليه السلام ـ مي توان با گام توسط هم قرائت نمود.


    انطباق صوت با معنا، گذشته از لذت روحاني زايدالوصفي كه به قاري مي دهد، به معنويت و نورانيت قرائت نيز كمك مي كند و همچنين چون اين شيوه قرائت، مفهوم آيات شريفه را براي مستمعين تا حدي روشن نموده است، تأثير زيادي بر دلهاي شنوندگان خواهد گذاشت و مسلم است كه قرائت، بدون انطباق صوت با معنا اثر بخش نيست و حتي باعث اشتباه هاي زيادي خواهد شد؛ مثلاً بارها شنيده شده است كه قاري محترمي آيات دعايي را با گام اوج تلاوت نموده است (و با خود گفته ام چرا سر خدا فرياد مي كشيد ؟!) و سخنان مشركين در برابر انبياء را نيز با همين گام قرائت كرده است.


    براي توضيح بيشتر، به دو قسمت از آيات شريفه قرآن كه در آنها ارتباط معنوي صوت با آيات شريفه رعايت شده است، توجه مي كنيم: قسمت اول مربوط به وقايع پس از خلقت حضرت آدم ـ عليه السلام ـ مي باشد و دومين قسمت به مناظره حضرت موسي ـ عليه السلام ـ‌ و قوم نافرمانش اشاره دارد.

  • Zugriffe: 3680