علماي يونان را عقيده بر اين بوده كه هر آوازي دو ركن عمده دارد: احساس و تكنيك و اگر هر كدام از اين دو كامل نباشد يا خللي به آنها وارد آيد، آواز زيبا و موثري حاصل نمي شود. در هنر قرائت كه نوراني ترين، زيباترين و مشكل ترين هنرهاي آوازي است نيز چنين است. يعني بايد تكنيك و احساس هر دو به صورت كامل در تلاوت قرآن ظهور كند و هر كدام ناقص باشند حق تلاوت اداء نشده است.

  • تكنيك:

    درباره تكنيك مفصلا بحث كرديم و مباني هنر قرائت قرآن يعني صوت و لحن را بيان نموديم. قاري قرآن بايد آنها را آموخته و دائماً در مسير پيشرفت و رشد تكنيك تلاوتش باشد تا به اعلا درجه تكنيك در تلاوت قرآن نائل شود. نكته مهم اين است كه هدف در مسير اين پيشرفت و رشد چيست؟ براي خوش آمد مردم؟ يا حسن شهرت در اجتماع و كسب محبوبيت؟ و يا براي لذت نفس؟ (خدا نخواسته باشد!). هدف فقط بايد اطاعت امر رسول مكرم اسلام ـ صلوات الله عليه و اله ـ باشد. همانطور كه ايشان فرمودند:

    «وَ اَقيمُو الصَّلوةَ »،

    فرموده اند:

    «زَيِّنُوا الْقرآنَ بِاَصْواتِكُم »

    هر دوي اين عبارت، امر است و وجوب مي آورد. منتها امر در «اقيموا» امر مولوي و وجوب عام دارد و ترك آن مستوجب عقاب است، ولي امر در «زينوا» امر ارشادي است و فقط براي كساني كه استطاعت زيبا خواندن قرآن را داشته باشند وجوب مي آورد و ترك آن مستوجب عقاب نيست. بنابراين مسلماني كه صدايي زيبا دارد و موظف است امر رسول الله ـ صلوات الله عليه و اله ـ را اطاعت كند، بايد تمام نيرو و استعدادش را براي اينكار صرف نموده و تا نهايت درجه زيبا خواني قرآن پيش رود. زيرا هر چقدر قرآن را زيبا بخوانيم، باز نسبت به عظمت قرآن و آورنده آن سر سوزني هم محسوب نمي شود. اينجاست كه مي گوئيم: اگر در حين تلاوت خللي در صدا يا لحن قاري وارد شد بايد بازگشته، دوباره آن قسمت را بخواند و از اين نقص در قرائت اندوهگين شود. البته نه براي اينكه در مقابل مردم سرافكنده شده است، بلكه از اين جهت كه امر رسول الله را انجام نداده است. همچنين اگر تلاوت زيبائي نمود از آن خوشحال شود. نه براي اينكه مردم خوششان آمده و او سربلند شده است، بلكه از اين جهت كه موفق به اطاعت امر رهبر اسلام شده است.

  • احساس:

    نسبت حال تلاوت به تكنيك آن، همانند نسبت روح به جسد است، قوام و حركت جسد به روح است و زمانيكه روح از جسد پرواز كرد چاره اي جز دفن نيست و در صورت تماس با آن بايد غسل نمود، زيرا طهارت جسد به بركت همراهي روح با آن است. تلاوت بي حال مانند جسد بي روح است. اگر تكنيك خوبي داشته باشد، مانند جسدي است كه صورتي زيبا دارد ولي روح از آن فارغ شده است و ارتباطي با آن نمي توان برقرار كرد. اگر اين تكنيك را هم نداشته باشد، مانند جسدي بي روح است كه روئي زشت دارد و موجب اذيت و آزار مستمعين مي گردد.

    تلاوتي اثر بخش است و مي تواند مبلغ وحي باشد كه در عين قوت تكنيك، حال و احساس عالي داشته باشد. تلاوتي كه با احساس همراه باشد بر دلهاي مستمعين اثر مي گذارد، برخلاف تلاوتي كه در آن اثري از حال نيست و تأثير آن محدود و كوتاه مدت و فقط تا دريچه گوش است. اگرچه هدف اين است كه هر دو ركن تلاوت در عالي ترين درجات باشند، ولي ممكن است تلاوتي، تكنيكي متوسط اما حالي قوي داشته باشد و در نتيجه آن، موثر واقع شود.

    تلاوتي كه فقط بر گوشها اثر مي گذارد و بر دلها نفوذي ندارد، نمي تواند كلمات الهي را ابلاغ نمايد و مستمعين نيز از اين تلاوت بهره معنوي نمي برند.

    انواع حالات:

    الف) احساسي كه از آهنگ تلاوت براي قاري يا مستمع حاصل مي شود زودگذر و بي اثر است و فقط يك لذت نفساني است كه البته مذموم نمي باشد.

    ب) احساسي كه از معناي آيات شريفه به قاري يا مستمع دست مي دهد و هدف هنر قرائت نيز همين است. البته اگر اين حال، دوام داشته باشد تأثير بيشتري دارد. مثلاً از تلاوت آيه شريفه

    « وَ توبوا اِلَي الله جَميعاَ أيُّهَا المْؤْمِنونَ ... »

    كه با آهنگ مناسبي خوانده شود، حال انابه و توبه به قاري و مستمع دست دهد يا با تلاوت آيه شريفه

    « وَالَّذينَ اَمنوا اَشدّ حٌبّاً للهِ »

    كه با آهنگ مناسب و زيبايي خوانده شود، حالت عشق و محبت الهي در قاري و مستمع پديد آيد.

    اگرچه لحظه اي از اين حالات را با دنيا و مافيها نمي توان مقايسه نمود، اما دوام اين حالات ارزش بيشتري دارد و رعايت لوازم هنر قرائت، يعني تقواي الهي و صفاي باطن، موجب ظهور آن است.

    ج) بالاترين و اشرف انواع حال، در تلاوت عبارت است از ظهور حال معنوي قاري در تلاوت او و نفوذش در قلوب مستمعين. اين حال، موقتي نيست كه از آهنگ يا معناي آيات حاصل شود، بلكه حالتي است كه در قاري دوام دارد و از قلب او برخاسته و لاجرم بر دل مستمعي كه اهليت داشته باشد خواهد نشست.

    البته اين حال، مخصوص اولياء الله است. و اگر خدا عنايت فرمايد و همان حال از معنا را روزيمان نمايد، بايد شاكر باشيم و از او بخواهيم با سلوك به سوي كمال و انسانيت، ذره اي از اين حال معنوي كه به اولياء خود عنايت فرموده است، در ظرف وجود ما قرار دهد. اين همان حالي است كه فضيل عياض راهزن را از حضيض معصيت دور كرد و به وادي عرفان رساند. قاري قرآني در نيمه شب، براي خدا و با حال معنوي مي خواند

    « اَلَمْ يَأنِ لِلذَّين اَمنوا اَنْ تَخْشَعَ قُلُوُبهمْ لِذَكْرِ اللهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ »

    اين آيه شريفه همراه با احال روحي قاري، سوار بر آهنگ دلنشين صدايش، به گوش فضيل رسيده از آن عبور كرده به خانه دلش وارد مي شود و منقلبش مي كند و مي گويد: «الان، وقتش رسيده است». اگر ما ذره اي از اين حالات، لااقل حال نوع دوم (حال از معنا) را داشته باشيم، چه تبليغ موثري مي توانيم انجام دهيم! كساني را كه از خدا غافلند با آيه

    « فَاذْكُرُواللهَ »

    به ياد او اندازيم، گنهكاران را با آيه

    « تُوبُوا اِلَي الْله »

    توبه دهيم و روزه چشمان را با آيه

    « قُل لِلمُؤْمنينَ يَغُضُّوا مِنْ اَبْصارِهِمْ »

    پاك چشم گردانيم. پس بكوشيم همزمان با تقويت تكنيك تلاوتمان، حال معنوي آن را افزايش دهيم تا امر رسول الله ـ صلوات الله عليه و اله ـ كه فرمودند

    « زَيِّنُوا الْقُرآنَ »

    را اطاعت كرده باشيم و جزو قارياني باشيم كه در اثر حال معنوي اگر تلاوتمان را شنيدند، بفهمند كه خدا ترسيم؛ همانطور كه فرمود: زيباترين تلاوت از آنِ قاري است كه چون تلاوتش را شنيدي بفهيم از خدا مي ترسد.

  • Zugriffe: 4099