آداب باطني هنر قرائت

الف ـ نيت و دوام آن:

قالَ الصّادِقُ ـ عَلَيْه الْسَّلامُ ـ : ... فَاِنَّ مَنْ النّاسِ مَنْ يَتَعَلَّمَ الْقُرآنَ لِيُقالَ: فُلان قارِئٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَتَعَلَّمَهُ فَيَطْلُبُ مِنْهُ الصَّوْتَ؛ فَيُقالُ فُلانٌ حَسَنُ الصَّوتِ.

همانا برخي از مردم، قرآن را مي آموزند تا گفته شود: فلاني قاري است! و بعضي از ايشان، قرآن را مي آموزند و هدفشان صوت است، پس گفته مي شود: فلاني خوش صداست!

قاَلَ رَسولُ الله ـ صَلَّي الله عليه و آله و سَلَّمْ ـ تَكَلَّمَ النّارُ يَوْمَ الْقِيمَةِ ثَلاثَهً: ... وَ تَقولُ لِلْقارِئِ: ياَمَنْ تَزَيَّنَ لِلنّاسِ وَ بارِزِ اللهَ بِالْمَعاصي فَتَزْدَرَدَهُ.

آتش روز قيامت به قاري قرآن مي گويد: اي كسي كه براي مردم خود را آراستي و آشكارا معصيت خدا نمودي، پس او را در خود فرو مي كشد.

قالَ رَسولُ الله ـ صَلَّي الله عليه و آله وَ سَلَّمْ ـ : ... وَ مَنْ قَرَءَ الْقُرآنَ يُريدُ بِهِ سُمْعَةً وَ الْتِماسَ الدَّنيا، لَقَي اللهُ يَوْمَ القِيامَةِ وَ وَجْهُه عَظْمٌ لَيْسَ عَلَيْهَ لَحْمٌ ... .

و كسي كه به قصد سمعه (رسيدن خبري به گوش مردم) و دنيادار شدن قرآن بخواند؛ روز قيامت خدا را ملاقات مي كند در حالي كه صورتش گوشت ندارد.

تلاوت قرآن عبادت است و بايد نيت صحيح داشته باشد. (به اصطلاح، قربةً الي الله باشد). كوچكترين شائبه اي در آن موجب از بين رفتن عمل است و تلاوت را تباه مي سازد.

بهترين نيت براي هنر قرائت، اطاعت امر رسول الله ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي باشد كه راجع به آن در فصل سوم مفصلاً بحث كرديم.

پيامبر فرموده اند: قرآن را زيبا بخوانيد، اگر استطاعت آن وجود دارد و خدا نعمت حسن صوت را عنايت كرده است. بايد براي اطلاعت امر ايشان، هنر قرائت را فرا گرفته سعي كنيم قرآن را به زيباترين وجه تلاوت كنيم.

پس دقت داشته باشيم هنگام تلاوت قرآن به كسي جز حق تعالي توجه نداشته باشيم (هر كه مي خواهد باشد: مستمعين، داوران مسابقه، استاد جلسه...) مگر كساني را كه خود او فرموده است كه به يادشان باشيم. يعني رسول اكرم و ائمه عليهم السلام. فقط و فقط براي خدا بايد تلاوت كرد؛ نه به قصد ريا و خودنمايي و يا اين كه بگويند فلاني قاري خوبي است و يا به قصد شهرت و معروفيت. هر كدام از اينها كه به قلب قاري وارد شود تلاوتش را تباه مي سازد. از اين روست كه بايد نيت، دوام داشته باشد و از ابتداي اعوذ بالله، تا آخر صدق الله استمرار يابد و اين ادامه نيت حاصل نمي شود مگر با دوام استعاذه. به اين معني كه پس از استعاذه لفظي، بايد تا پايان تلاوت قلباً استعاذه داشت و از شر وساوس ابليس و نفس اماره به صاحب قرآن پناه برد.

تثبيت اين امر و ملكه شدن آن براي نفس، كار بسيار دشوار و مشكلي است كه در بيان آسان مي آيد. تقويت دو قوه الهي انسان، يعني عقل نظري كه همان اعتقادات است و عقل عملي كه انجام واجبات و ترك محرمات مي باشد، موجب ظهور اين امر مي شود و بايد از خدا توفيق آنرا خواست.

براي جلوگيري از وسوسه هاي شيطاني در ضمن تلاوت اين روش مناسب است: اگر در اثناي تلاوت، مقام يا تحرير و يا قاعده تجويدي براي خوش آمد مستمعين يا استاد يا لذت نفساني اجرا شد، بايد بلافاصله تلاوت را قطع نمود، اگرچه در اوائل تلاوت باشد و مستمعين دلگير شوند. رعايت آداب هنر قرائت برتر از خوش آمد مردم است. اما اگر كسي جسارت اين كار را نداشت، فوراً استغفار نموده و تلاوت را ادامه دهد.

بكوشيم خدا را از خود راضي كنيم. با اين بيانات، بطلان اين كلام معروف كه بايد قرآن را «براي مردم» خواند روشن مي شود. توجه داشته باشيم كه ما موظفيم فقط براي خدا و خوش آمد، و قرآن بخوانيم، با اين هدف كه بندگانش را بيدار نموده و قلوبشان را با زلال قرآن شستشو دهيم و به سوي حق و اوليائش رهنمون سازيم.

ب ـ تفكر در عظمت كلام الهي و حضور قلب:

قالَ رَسولُ الله ـ صَلَّي الله عليه و آله و سَلَّمْ ـ : لا يَنْبَغي لِحامِلِ الْقُرآنِ اَنْ يَظُنَّ اَنَّ اَحَداً اُعْطي اَفضَلَ مِمّا اُعْطي لاِنَّهُ لَوْمَلِكَ الّدُنيا بِاَسْرِها لَكانَ الْقُرآنُ اَفْضَلَ مِمّا مَلِكَهُ.

براي قاري قرآن شايسته نيست كه گمان كند به كسي چيزي بهتر از آنچه به او عطا شده است داده اند. زيرا اگر تمام دنيا را مالك شود، قرآن بزرگتر از دارايي اوست.

قاري قرآن بايد در عظمت كلام الله تفكر نمايد. در نزول و چگونگي متجلي شدن آن در عالم مُلك، به شكل الفاظ و كلماتي كه قابل فهم براي بشر است، دقت نمايد. ثمره اين تفكر، خشوع و خضوع در برابر كلمات الهي است. زيرا وي تالي و قاري كلماتي است كه از عرش جلال الهي نازل شده است و همانقدر كه متكلم آن كلمات عظيم است، كلام وي نيز عظمت دارد. پس از آن در لطف حق تعالي نظر كند و رحمت و مهرباني او را ياد نمايد كه براي هدايت او، عالي ترين مفاهيم و معارف را در قالب حروف و اصوات بشري نازل فرمود كه اگر اين نزول نبود، بشر از فهم صفات الهي عاجز مي بود. و يا اگر اين نزول در حد طاقت بشري نبود، فهم آن ممكن نمي شد و آنچه در آسمان و زمين است متلاشي مي شد. همانطور كه كوه، تجلي الهي را تحمل ننمود و متلاشي گشت. اگر خداوند به حضرت موسي (ع) عظمت روحي عطا نفرموده بود، طاقت ديدن تجلي حق تعالي و شنيدن كلامُ الله را نداشته، همچون كوه متلاشي مي گشت.

با اين افكار، آتش عشق و شوق الهي در نفس قاري مشتعل شده و آماده مخاطبه با حضرت حق مي گردد.

خداي رحيمي كه قرآن را از حقيقت لا يُدرِك و لا يوصَفش تا مرتبه فهم انساني نزول داده و با همه ضعف و نقص انسان، او را مخاطب خويش گردانيده است.

در اثر اين عشق، قاري قرآن هنگام تلاوت، حضور قلب يافته و فقط متوجه حق تعالي مي شود و اگر در تلاوت آيه اي اين حضور محو گرديد، بازگشته و آيه را تكرار مي كند.

اثرات حضور قلب و تعظيم قرآن و متكلم آن، دوري از صفات رذيله چون ريا، سمعه، حسد، كبر، عجب و ... مي باشد. پس بكوشيم با تمرين و تلقين و تمنا و التماس به ساحت مقدس الهي، حضور قلب به هنگام تلاوت را ملكه خويش گردانيم.

ج) تدبّر:

قالَ اَميرُالْمؤمنينَ، عَليّ ـ عَلَيْه السَّلامُ ـ لا خَيْرَ ... و لا في قِراءَةٍ لا تَدَبُّرَ فيها.

در قرائتي كه تدبر نباشد، خيري نيست.

عَن الزُّهَري، قالَ: سَمِعْتُ عليَّ بْنَ الْحُسْين ـ عَليْه السَّلامُ ـ يَقْولُ: آياتُ الْقُرآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ فَكُلَّما فُتِحَتْ خَزانةُ يَنْبَغي لَكَ اَنْ تَنْظُرَ ما فيها.

شنيدم امام زين العابدين ـ سلام الله عليه ـ مي فرمايد: آيات قرآن گنجينه هاي دانش است، پس هر گاه گنجينه اي گشوده شد، سزاوار است كه تو در آن نگاه كني.

آنچه از آغاز كتاب كراراً بدان اشاره شد و گفتيم كه از اهداف عاليه هنر قرائت است، تدبر در آيات شريفه كلامُ الله مي باشد. اگر تدبّر نباشد، تلاوت ما همچون خواندن آوازهاي عربي است. اگر چه ثواب ظاهري قرائت قرآن شامل حال ما مي شود، ولي اثرات معنوي نخواهد داشت.

اثرات تدبّز عبارتند از:

1- فهم كلامُ الله: ابن مسعود مي فرمايد: كسي كه مي خواهد علم اولين و آخرين را بياموزد، در قرآن تدبر نمايد. وقتي قاري قرآن صفات الهي تدبر مي كند، معاني اسماء و صفات را فهميده، چه بسا اسراري را از اين معاني درك نمايد و هنگامي كه در افعال حق تعالي تدبر مي كند به عظمت خالق پي برده و در آينه همه اشياء، وجود او را مي بيند. اگر در احوال انبياء تدبر كند رحمت و لطف او را در مي يابد و عشق انبياء را براي هدايت مردم مي فهمد.

با تدبر در احوال مكذّبين و امم انبياء، حالت خوف در او ايجاد شده، از شر نفس و شيطان به خدا پناه مي برد و از سوء فعل و قصور و تقصيرش در انجام تكاليف الهي شرمسار شده، تهيه مي نمايد.

البته، فهم هر كس از آيات شريفه بستگي به ظرفيت وجودي و نورانيت نفساني او دارد. زيرا همانطور كه ظاهر قرآن را جز با طهارت نمي توان لمس كرد باطن قرآن را نيز بدون طهارت باطني نمي توان شناخت.

Zugriffe: 3685