(اءَیَوَدُّ اءَحَدُکُمْ اءَن تَکُونَ لَهُ جَنَّهٌ مِّن نَّخِیلٍ وَاءَعْنَابٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الاَْنْهَرُ لَهُ فِیهَا مِن کُلِّ الثَّمَرَا تِ وَاءَصَابَهُ ا لْکِبَرُ وَلَهُ ذُرِّیَّهٌ ضُعَفَآءُ فَاءَصَابَهَآ إِعْصَارٌ فِیهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ کَذَا لِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الاَْیَتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ).(۸۸)
((آیا کسى از شما دوست دارد که باغى از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر درختان آن ، نهرها در جریان باشند و براى او در آن (باغ ) از هر گونه میوه اى وجود داشته باشد درحالى که به سن پیرى رسیده و فرزندانى (کوچک و) ضعیف دارد (در این هنگام ) گردبادى (کوبنده ) که در آن آتش (سوزانى ) است به آن برخورد کند و شعله ور گردد و بسوزد! (این گونه است حال کسانى که انفاقهاى خود را با ریا و منّت و آزار باطل مى کنند) این چنین خداوند آیات خود را براى شما آشکار مى سازد؛ شاید بیندیشید (و با اندیشه ، راه حق را بیابید) )).

دوست دارد شخصى آیا از شما

 

کش بود بستان پر برگ و نوا؟

 

آبها جارى در آن وز هر قبیل

 

باشد اثمارش زاعناب و نخیل

 

پس رسد پیرى بر او و اطفال خُرد

 

باشد او را پس رسد صافش به دُرد

 

باد پر آتش وزد بر جنّتش

 

جمله سوزد روضه پرنعمتش

 

بر شما آرد حقّ این سان آیتى

 

تا کنید اندر معانى فکرتى

 

هست بستان آن عملها در قیاس

 

طفلها اعضا و ارکان و حواس

 

باد آتش بارت آن عجب و ریا

 

که کند یکجا عملها را هَبا

 

قلب را سازد سیاه و منقلب

 

روح ماند بى نوا و مضطرب

 

بسته گردد راه قوت او را به دل

 

ماند از اطفال خُردش منفعل

 

هیچ نیکوتر نباشد زین مثل

 

کاورد بر خلق ذات لَمْ یَزَل

 

گر تو را بر نفس خود باشد نظر

 

این مَثَل کافیست اندر خیر و شرّ

 

کن عمل را پاک از شوب ریا

 

تا بود مقبول درگاه خدا(۸۹)

وجه تشبیه
در این آیه حال کسانى که عمل نیکى انجام مى دهند و سپس با ((ریا کارى )) و منّت و اذیّت و آزار، آن را از بین مى برند، به حال کسى تشبیه شده که با زحمت فراوان باغى احداث کرده که سبز و خرّم است و درختان گوناگون ، از قبیل درخت خرما و انگور در آن وجود دارد و همواره آب از پاى درختان آن مى گذرد و نیاز به آبیارى ندارد، در حالى که خود پیر و سالخورده شده و فرزندان ناتوان و ضعیفى اطراف او را گرفته اند و تنها راه تاءمین زندگى آنان همین باغ است ، و اگر این باغ از بین برود، نه او و نه فرزندان او، هیچ کدام قدرت و توانایى بر احداث آن ندارند، ناگهان گرد باد سوزان و آتش بارى بر آن مى وزد و به طور کلّى آن را مى سوزاندو از بین مى برد، در این هنگام این شخص ‍ سالخورده که قواى جوانى را از دست داده و نمى تواند از راه دیگرى تاءمین زندگى کند و فرزندان او هم ضعیف و ناتوان هستند، چه حالى پیدا مى کند؟ و چه حسرت و اندوه مرگبارى به او دست مى دهد؟ همچنین است حال افراد ریا کار و منّت گذار که در دنیا، عمرشان را در مسیر غیر خدا تلف مى کنند و کارهاى خیرشان همه خود نمایى و ریاکارى است و روز قیامت که روز نیازمندى و احتیاج شدید به ثمره کارشان است ، به کلّى نتیجه کار و تلاش آنها از میان مى رود و (هَباءً مَنْثُورا) مى شود و جز حسرت و اندوه چیزى براى آنان باقى نمى ماند بنابر این وجه تشبیه در آیه مورد بحث ((نابود شدن محصول کار)) و در نتیجه باقى ماندن در ((حسرت و ندامت )) است . چنانکه قرآن کریم در جاى دیگر مى فرماید:(...کَذَا لِکَ یُرِیهِمُ اللَّهُ اءَعْمَلَهُمْ حَسَرَا تٍ عَلَیْهِمْ ...)(۹۰)؛ (( (آرى ،) خداوند این چنین اعمالشان را به صورت حسرت زایى به آنان نشان مى دهد)).
از آیه فوق به دست مى آید که انسانهاى ریاکار از یک سو اعمال ریایى خود را مى بینند که نابود شده و هیچ پاداشى ندارند، و از سوى دیگر اعمال دیگران را که خالص براى خدا انجام داده اند، مشاهده مى کنند که خداوند پاداش عظیمى به صاحبان آن مى دهد، حسرت و اندوهشان زیاد مى شود که چرا عمرشان را بیهوده در راه غیر خدا صرف کرده اند. پشیمانى هم در آنجا سودى ندارد، چرا که راه بازگشت و جبران گذشته بسته است .
از آنجا که سرچشمه همه بدبختیها، مخصوصاً کارهاى ابلهانه ، مانند منّت گذاردن و آزار رساندن ، به کار نینداختن اندیشه است ، خداوند در پایان آیه مردم را به تفکّر و اندیشه دعوت کرده ، مى فرماید: ((این چنین خداوند آیات را براى شما توضیح مى دهد شاید بیندیشید)).
علاّمه طباطبایى رحمه اللّه مى فرماید: ((منشاء این گونه رفتارهایى که اعمال آدمى را باطل مى سازد، بیماریهاى اخلاقى از قبیل ((مال پرستى ))، ((جاه دوستى ))، ((تکبر))، ((عجب ))، ((خودپسندى ))، ((بخل شدید)) و ... مى باشد.
این بیماریهاى روحى و امراض قلبى است که نمى گذارد آدمى مالک نفس خود باشد و در باره نفع و ضرر واقعى خویش بیندیشد و مجال تفکر صحیح را از انسان مى گیرد و اگر نبود این گونه بیماریها، مجال تفکر پیدا مى کرد و هرگز دچار چنین اشتباه و خسارت جبران ناپذیرى نمى شد)).(۹۱)
نکته ها:
۱- تاءثیر اعمال نیک در نسلها
((از جمله (وَاَصابَهُ الْکِبَرُ وَلَهُ ذُرِیَّهٌ ضُعَفاءُ)(۹۲)؛ ((صاحب آن باغ پیر و سالخورده باشد و فرزندانى کوچک و ناتوان داشته باشد)) چنین استفاده مى شود که انفاق و بخشش در راه خدا و کمک به نیازمندان همچون باغ خرمى است که هم خود انسان از ثمرات آن بهره مند مى شود و هم فرزندان او، درحالى که ریاکارى و منّت و آزار، هم سبب محرومیّت خود او مى شود و هم نسلهاى آینده که باید از ثمرات و برکات اعمال نیک او بهره مند گردند، محروم خواهند شد، و این خود دلیل بر آن است که نسلهاى آینده در نتایج اعمال نیک نسلهاى گذشته سهیم هستند، از نظر اجتماعى نیز چنین است ، زیرا محبوبیت و اعتمادى که پدران بر اثر کار نیک در افکار عمومى پیدا مى کنند، سرمایه بزرگى براى فرزندان آنها خواهد بود)).(۹۳)
۲- معناى اِعْصار
((اعصار)) در لغت به معناى ((گردباد)) است که به هنگام وزش باد از دو سوى مخالف تشکیل مى گردد و به شکل عمودى است که یک سر آن به زمین چسبیده و سر دیگر آن در آسمان مى باشد.
((جمله (اِعْصارٌ فیهِ نْارٌ) یعنى گردبادى که در آن آتشى باشد، ممکن است اشاره به گردبادهاى ناشى از بادهاى ((سموم )) و سوزان و خشک کننده باشد و یا گردبادى که از روى خرمن آتشى بگذرد، و طبق معمول که گردباد هرچه را بر سر راه خود بیابد، با خود همراه مى برد آن را از زمین برداشته و به نقطه دیگر بپاشد، و ممکن است اشاره به گردبادى باشد که به همراه صاعقه به نقطه اى اصابت کند و همه چیز را تبدیل به خاکستر نماید و در هر حال اشاره به نابودى سریع و مطلق است )).(۹۴)
۳- اهمّیت تفکّر در قرآن
قرآن مجید در حدود ((پنجاه )) مورد در باره تفکّر و اهمیّت آن و نکوهش ‍ اندیشه نکردن تاءکید کرده است .
موارد تفکّر و دایره آن بسیار وسیع است ؛ تفکّر در نظام آفرینش ، در بعثت پیامبران ، در معاد و زندگى پس از مرگ در تاریخ و سرگذشتهاى بشر، در آفرینش ‍ انسان ، در این که از کجا آمده و آمدنش بهر چه بوده ؟ به کجا مى رود و مسؤ ولیتش چیست ؟ و ... .
از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود:
((اءَفْضَلُ الْعِبادَهِ إِدْمانُ التَّفَکُّر فِى اللّهِ وَ فِى قُدْرَتِهِ(۹۵)؛ برترین عبادتها، تفکّر درباره خدا و قدرت اوست )).
در روایت دیگر از آن حضرت وارد شده که فرمود:
((کانَ اءَکْثَرُ عِبادَهِ اءَبى ذَرٍ - رحمه اللّه علیه - خِصْلتین التَّفَکُّرُ وَ الاِْعتِبار(۹۶)؛ بیشترین عبادت ابوذررحمه اللّه تفکر و عبرت گرفتن بود)).
از امام رضاعلیه السّلام روایت شده که مى فرماید:
((لَیْسَ الْعِبادَهُ کَثْرَهَ الصَّلاهِ وَالصَّوْمِ، إِنَّماالْعِبادَهُ التَّفَکُّرُ فى اءَمْرِاللّهِ عَزَّوَجَلَّ(۹۷)؛ عبادت به زیاد نماز خواندن و روزه گرفتن نیست عبادت واقعى تفکّر در کار خداوند متعال و اسرار جهان آفرینش است )).
در روایت است که :
((عن الحسن الصیقل قال : ساءلت اباعبداللّه علیه السّلام عمّا یروی النّاس اءنّ تفکُّرَ ساعهٍ خَیْرٌ مِنْ قیامِ لیلهٍ، قُلت : کیفَ یَتَفَکَّر؟ قال : یَمرُّ بالْخَربَهِ اءو بالدّارِ فَیَقولُ: اءین ساکنوکَ، اءین بانوکَ، ما [با] لکَ لا تَتَکَلَّمین .(۹۸)؛ ((حسن صقیل )) گفت : از امام صادق علیه السّلام پرسیدم : منظور از روایتى که مى گوید: ((یک ساعت تفکر، از یک شب عبادت بهتر است )) چیست ؟ و چگونه باید تفکّر کرد؟
امام در پاسخ فرمود: هنگامى که از کنار ویرانه ، یا خانه مخروبه اى (که از ساکنان خالى شده ) مى گذرد، خطاب به آن بگوید: ساکنان تو کجا رفتند؟
بنیانگذارانت چه شدند؟ چرا سخن نمى گویى ؟)).
از رسول خداصلّى اللّه علیه و آله و سلّم نقل شده که فرمود:
((فِکْرُ ساعَهٍ خَیرٌ مِنْ عِبادَهِ سَنَهٍ؛(۹۹) یک ساعت فکر کردن از یک سال عبادت بهتر است )).
و در حدیثى دیگر فرمود:
((فِکرَهُ ساعَهٍ خَیْرٌ مِنْ عِبادَهِ سِتِّینَ سَنَهٍ(۱۰۰)؛ ساعتى اندیشیدن ، بهتر از شصت سال عبادت کردن است )).
اختلاف تعابیر به خاطر تفاوت مراتب تفکّر و اندیشه است ، یعنى تفکر نسبت به افراد و موارد آن متفاوت است ؛ بعضى از تفکّرها، یک ساعتش بهتر از یک شب عبادت و بعضى بالاتر از یک سال عبادت و بعضى دیگر برتر از ((هفتاد)) سال عبادت است . بلکه بعضى از لحظه هاى تفکّر از هفتصد سال عبادت هم بالاتر است ، مانند لحظه تفکر حرّبن یزید ریاحى سلام اللّه علیه روز عاشورا در کربلا.
((حرّ)) اگر هزار سال هم عمر مى کرد و همواره به عبادت خدا مشغول مى بود، هرگز به درجه و مقامى که بایک لحظه تفکّر صحیح نائل گشت ، نمى رسید.
امام خمینى قدّس سرّه مى فرمود:
((این وصیّت نامه هایى که این عزیزان [رزمندگان اسلام ] مى نویسند، مطالعه کنید. پنجاه سال عبادت کردید و خدا قبول کند، یک روز هم یکى از این وصیّتنامه ها را بگیرید و مطالعه کنید و تفکّر کنید))(۱۰۱) بنا بر این تفکّر و اندیشه مایه تنبّه و بیدارى و عبرت و بصیرت است . البته نه هر تفکّرى ، اندیشه اى که در آن عمق نگرى و حقیقت گرایى باشد، نه سطحى نگرى و ظاهر بینى و تواءم با دنیا پرستى و ریاست طلبى ، مانند تفکّر ((عمر سعد)) که از سر شب تا صبح فکر کرد، بعد به این نتیجه رسید که :
((آدم عاقل نقد را با نسیه معاوضه نمى کند!)) دنیا و ریاست ملک ((رى )) نقد است و بهشت و دوزخ نسیه . لذا آماده جنگ با امام حسین علیه السّلام شد. قرآن کریم به این گونه متفکّران نفرین مى کند؛ (إِنَّهُ فَکَّرَ وَقَدَّرَ # فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ)؛(۱۰۲) ((او (براى مبارزه با قرآن ) اندیشه کرد و مطلب را آماده ساخت . مرگ بر او باد! چگونه (براى مبارزه با حق ) مطلب را آماده کرد)).

Zugriffe: 2012