(یََّاءَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لاَتُبْطِلُواْ صَدَقَتِکُم بِالْمَنِّ وَالاَْذَى کَالَّذِى یُنفِقُ مَالَهُ رِئَآءَ النَّاسِ وَلاَیُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالیَوْمِ الاَْخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَاءَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْدًا لا یَقْدِرُونَ عَلَى شَىْءٍ مِّمَّا کَسَبُواْ وَاللَّهُ لاَیَهْدِى ا لْقَوْمَ ا لْکَفِرِینَ).(۶۴)
((اى کسانى که ایمان آورده اید! بخششهاى خود را با منّت و آزار باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم ، انفاق مى کند و ایمان به خدا و روز رستاخیز نمى آورد؛ و (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن (قشر نازکى از) خاک باشد؛ (و بذرهایى در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد (و همه خاکها و بذرها را بشوید!) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده اند، چیزى به دست نمى آورند و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمى کند)).

مؤ منان لاتُبْطِلوُا صَدَقاتِکُمْ

 

از ره آزار و منّت اشْتُلُم (۶۵)

 

آن که کرد انفاق مال از بهر ناس

 

باشد اندر نعمت حق ناسپاس

 

مى نماید از ریا انفاق مال

 

نى کز و خوشنود گردد ذوالجلال

 

نیست بذلش از خضوع و معذرت

 

یا ز ایمان از خدا و آخرت

 

هست چون سنگى که روى اوست خاک

 

خاکش از قطرات باران گشت پاک

 

نیستش قدرت که تا دارد نگاه

 

خاک را بر خود زباران در پناه

 

نیست ایشان را توانایى و تاب

 

هم به حفظ آنچه کردند اکتساب

 

راه ننماید خدا بر کافران

 

که کنند افعال نیکو در جهان

 

کى زند سر، فعل نیکو از خسیس

 

نیکى از حقّ است و زشتى از بلیس (۶۶)

وجه تشبیه
خداوند متعال در اینجا اعمال ریا کارانه و انفاقهاى آمیخته با منّت و آزار انسانهاى سنگدل و قسى القلب را به قشر خاکى تشبیه کرده است که روى سنگ صافى قرار گرفته باشد و بذرهاى مستعدى در این خاک افشانده شود، و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گیرند و سپس باران پر برکت دانه درشتى بر آن ببارد و آن قشر خاک نازک و بذرها را بشوید و پراکنده سازد، و سنگى غیر قابل نفوذ که هیچ گیاهى در آن نمى روید، با قیافه خشونت بار خود آشکار گردد.
تابش آفتاب و هواى آزاد و نزول باران پر برکت زمانى مفید و ثمر بخش است که محل بذر مناسب باشد، بنا بر این محلى که ظاهر آراسته و درونى خشن و غیر قابل نفوذ دارد و تنها قشر نازکى از خاک روى آن را گرفته ، محلى مناسب براى افشاندن بذر و پرورش گیاه نیست ، چرا که پرورش گیاه و درخت نیاز به این دارد که علاوه بر روى زمین ، اعماق آن هم آماده براى پذیرش ریشه ها و تغذیه آن باشد.
آرى ! عیب از محل است که قابلیت ندارد. چنان که سعدى مى گوید:

باران که در لطافت طبعش خلاف نیست

 

در باغ لاله روید و در شوره زار، خس (۶۷)

قلب آدم ریاکار همچون سنگ سخت است و قابلیت پذیرش رحمت حق را ندارد. بنا بر این وجه شباهت در این تشبیه ((بى اثر بودن و نابودى عمل )) است ؛ در این آیه منّت و آزار در انفاق به ((ریا)) تشبیه شده است ، چون ((ریا)) ضدّ اخلاص است و منّت نهادن و اذیّت کردن در انفاق نیز با اخلاص منافات دارد. منتها فرق این دو این است که انفاق و بخشش ریاکار از همان اوّل باطل است ، چون قصدش غیر خدا و خود نمایى است . ولى صدقه و بخشش منّت گذار و آزار دهنده از اول درست انجام مى شود، ولى بعداً به وسیله منّت و به رخ کشیدن ، عمل باطل و نابود مى شود. لذا از امام صادق علیه السّلام روایت شده که فرمود:
((اَلاِْبْقاءُ عَلَى الْعَمَلِ حَتّى یَخْلُصَ اءَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ، وَالْعَمَلُ الْخالِصُ الَّذى لا تُریدُ اءَنْ یَحْمِدَکَ عَلَیْهِ اءَحَدٌ إِلا اللّهَ عَزَّوَجَلَّ(۶۸)؛ نگهدارى عمل ، از خود عمل مشکل تر است و عمل خالص آن است که قصدت این نباشد که تو را در برابر آن عمل تعریف و توصیف کنند و فقط انگیزه ات خدا باشد و بس )).
نکته ها:
۱- معناى منّت و آزار
در اوّل آیه مورد بحث ، قرآن کریم خطاب به مؤ منان مى فرماید: (یََّاءَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ) و در پایان آیه مى گوید: (وَاللَّهُ لاَیَهْدِى ا لْقَوْمَ ا لْکَفِرِینَ) آن خطاب و این عتاب هشدارى است به مؤ منان که منّت و آزار در انفاق از صفات ریاکاران و کافران مى باشد و افراد با ایمان باید از این خوى زشت بر حذر باشند.
از این آیه استفاده مى شود که شرط قبولى اعمال ((نیّت خالص )) است و هر یک از ((منّت ))، ((اذیّت ))، ((ریا)) و ((کفر))، باقصد قربت منافات دارد.
مراد از منّت نهادن در انفاق این است که وقتى به مستمندى انفاق کردى ، به او بگویى : آیا من به تو کمک و نیکى نکردم ؟! و منظور از اذیّت این است که سخنى بگویى که فقیر رنجش پیدا کند؛ مثلاً: به او بگویى : بیا این پول را بگیر، خدا مرا از دست شما راحت کند، یا روى ترش کنى و یا او را سرزنش نمایى .
از رسول خداصلّى اللّه علیه و آله و سلّم روایت شده که فرمود:
((مَنْ اءَسْدى إِلى مُؤْمِنٍ مَعْرُوفاً ثُمَّ اَذاهُ بِالْکَلامِ اءَوْ مَنَّ عَلَیْهِ فَقَدْ اءَبْطَلَ اللّهُ صَدَقَتَهُ؛ هر کس به مؤ من (فقیرى انفاق ) نیکویى کند، سپس او را با سخنى برنجاند، یا بر او منّت نهد، خداوند اثر صدقه (و انفاق ) او را باطل مى کند و هیچ پاداشى به او نمى دهد))(۶۹).
سعدى در گلستان به نقل از عرب مى گوید:
((جُدْ وَلاتَمْنُنْ لاِنَّ الْفائِدَهَ علَیْکَ عائِدَهٌ؛ یعنى ببخش و منّت منه که نفع آن به تو باز مى گردد)).

درخت کرم هر کجا بیخ کرد

 

گذشت از فلک شاخ بالاى او

 

گر امید دارى کزو بر(۷۰)خورى

 

به منّت منه ارّه بر پاى او(۷۱)

۲- ریا بلاى بزرگ اجتماعى
از رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم روایت شده که فرمود: ((اِنَّ اءَخْوَفَ ما اءَخافُ عَلَیْکُمُ الشِّرْکُ الاَْصْغَرُ؛ بیشترین خوفى که بر شما دارم ، شرک اصغر است . اصحاب پرسیدند: شرک اصغر چیست ؟ فرمود: ((ریا)) و خودنمایى )).(۷۲)
و در حدیثى دیگر فرمود:
((ذَبِیبُ الشِّرْکِ ف ى اُمَّتى اءَخْفى مِنَ النَّمْلَهِ السَّوْداءِ فِى اللَّیْلَهِ الظَّلْماءِ عَلَى الصَّخْرَهِ الصَّمّاءِ؛ نفوذ شرک در امّت من ، مخفى تر از عبور مورچه سیاهى است که در شب ظلمانى بر سنگ سختى حرکت کند)).(۷۳)
از امام صادق علیه السّلام روایت شده که فرمود:
((کُلُّ رِیاءٍ شِرْکٌ؛ هر ریایى شرک است )).(۷۴)
ریا و خود نمایى یک بلاى بزرگ اجتماعى است که هر جامعه اى به آن گرفتار شود، میان تهى و بدبخت خواهد شد.
حدیثى از رسول خداصلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد شده است که فرمود:
((زمانى بر مردم فرا مى رسد که باطن هاى آنها زشت و آلوده و ظاهرشان زیباست به خاطر طمع دنیا، علاقه اى به پاداشهاى پروردگارشان ندارند، دین آنها ریا مى شود، و خوف خدا در دل آنها وجود ندارد، پروردگار همه آنها را به عذاب سختى گرفتار مى کند. در این هنگام خدا را همانند شخص غریق مى خوانند ولى هرگز دعایشان مستجاب نمى شود)).(۷۵)
ریا منحصر به انفاق نیست ، بلکه در اعتقادات ، عبادات و مباحات نیز متصوّر است . چنان که از رسول خداصلّى اللّه علیه و آله و سلّم نقل شده که فرمود:
(( روز قیامت فردى را به سوى حساب مى آورند و از او مى پرسند: مگر به تو مال داده نشد؟ با آن چه کردى ؟ مى گوید: صدقه دادم و انفاق کرده ام . ماءمورین الهى به او مى گویند: درست است که صدقه دادى امّا نه براى خدا بلکه براى آن که مردم بگویند: فلانى سخى و بخشنده است ، و تو را از آن چه سود؟ فرد دیگرى را مى آورند و از او مى پرسند: قوت وشجاعتى که به تو داده شد، آن را در چه راهى صرف کردى ؟ مى گوید: در راه خدا جهاد کردم . مى گویند: درست است که جهاد کردى اما نه براى خدا بلکه براى آن که مردم بگویند: فلانى شجاع است . تو را از آن چه فایده ، و فرد سوّمى را مى آورند و از او مى پرسند: علم و فهمى را که خدا به تو داد در چه راهى به کار بردى ؟ مى گوید: به دیگران آموختم و نشر کردم . گویند: درست است لیکن براى آن انجام دادى که بگویند: فلانى عالم است ، تو را از آن چه سود! آنگاه هر سه را به دوزخ ‌برند)).(۷۶)
مى گویند: روزى بهلول در بغداد عبور مى کرد، دید هارون الرشید بناى مسجد عظیمى را ریخته و براى سرکشى آمده است . پرسید: هارون ! چه کار مى کنى ؟ گفت : دارم خانه خدا مى سازم . بهلول گفت : خانه براى خداست ؟ هارون گفت : بلى . بهلول گفت : پس دستور بده بالاى سر درش بنویسند:
((مسجد بهلول )). هارون گفت : اى احمق من پول مى دهم به اسم تو باشد؟ بهلول گفت : احمق تو هستى یامن ؟! براى خودت خانه مى سازى ، اسم خدا رویش ‍ مى گذارى

Zugriffe: 2243