(مَثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ اءَمْوَا لَهُمْ فِى سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ اءَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِى کُلِّ سُنبُلَهٍ مِّاْ ئَهُ حَبَّهٍ وَاللَّهُ یُضَعِفُ لِمَن یَشَآءُ وَاللَّهُ وَا سِعٌ عَلِیمٌ).(۵۳)
((مثل کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند همانند بذرى هستند که هفت خوشه برویاند؛ که در هر خوشه ، یکصد دانه باشد؛ و خداوند آن را براى هرکس بخواهد (وشایستگى داشته باشد)، دو یا چند برابر مى کند؛ و (فضل و بخشش ) خدا وسیع و (او به همه چیز) آگاه است )).

در مثل آنان که از اموالها

 

مى کنند انفاق در راه خدا

 

حبّه اى باشد کز او روید بعدّ

 

هفت خوشه و زهر آن یک دانه صد

 

مى نماید حقّ فزون بر هر که خواست

 

واسع و دانا چو او بر ما سِواست

 

منفقین را آگه است از سرّ حال

 

کزچه نیّت مى کنند انفاق مال

 

مى دهد وسعت به قدر نیّتش

 

مى فزاید بر نوا و نعمتش (۵۴)

وجه تشبیه
طبق نظر بسیارى از مفسّران ، مالى که در راه خدا انفاق شود، در این آیه به بذر گندمى تشبیه شده که هفت خوشه از آن بروید و در هر خوشه یکصد دانه گندم باشد و در نتیجه محصول هفتصد برابر اصل مى شود.
بنا بر این تفسیر، آیه شریفه داراى کلمه محذوفى است ؛ بعضى کلمه ((صدقات )) را قبل از الّذین در تقدیر گرفته اند که در این صورت معناى آیه چنین خواهد بود: ((مثل (صدقات ) کسانى که در راه خدا انفاق مى کنند، همانند بذرى است که در زمین مساعد افشانده شود و از بوته هاى هر کدام هفت خوشه برویاند و در خوشه یکصد دانه باشد)).
بعضى قبل از ((حبّه )) کلمه ((باذر)) در تقدیر گرفته اند.
و جمعى از مفسّران معاصر مى گویند: ((هیچ دلیلى بر حذف و تقدیر در آیه نیست . (زیرا) در این آیه ، خود کسانى که در راه خدا انفاق مى کنند به دانه پر برکتى که در زمین مستعدى افشانده شود، تشبیه گردیده اند نه انفاق آنان . و تشبیه افراد انفاق کننده به دانه هاى پر برکت ، تشبیه جالب و عمیقى است ، قرآن مى خواهد بگوید عمل هر انسانى پرتوى از وجود اوست ، و هر قدر عمل ، توسعه پیدا کند وجود آن انسان در حقیقت توسعه یافته است ، مگرنه این است که اعمال انسان تغییر شکلى از قوا و موادّ جسمى اوست ؟!
و به عبارت روشن تر قرآن کریم عمل انسان را از وجود او جدا نمى داند، و هر دو را اشکال مختلفى از یک حقیقت معرفى مى کند، بنا بر این بدون هیچ گونه حذف و تقدیر، آیه قابل تفسیر است و اشاره به یک حقیقت عقلى است ، یعنى این گونه افراد نیکوکار همچون بذرهاى پر ثمرى هستند که به هر طرف ریشه و شاخه مى گسترانند و همه جا را زیر بال و پر خود مى گیرند.
جالب توجه این که چندین سال قبل که سال پر بارانى بود در مطبوعات این خبر انتشار یافت که در نواحى شهرستان ((بوشهر)) در بعضى از مزارع بوته هاى گندمى بسیار بلند و پر خوشه دیده شده که گاهى در یک بوته در حدود چهار هزار دانه گندم وجود داشت و این خود مى رساند که تشبیه مزبور یک تشبیه کاملاً واقعى و حقیقى است نه تشبیه فرضى )).(۵۵)
به هر صورت وجه شباهت در این تشبیه ((پر برکت بودن و رشد و فزونى )) است .
بعضى از مفسّران گفته اند: چون دنیا ((مزرعه آخرت )) است ، عمل خیر انسان به بذر تشبیه شده است .
نکته ها:
الف - قانون عمومى تعاون در نظام آفرینش
بخشش و تعاون یک قانون عمومى در جهان آفرینش است . دانشمندان مى گویند: سالیانه چهارصد و پنجاه هزار میلیون تن از جرم و مواد کره خورشید تبدیل به حرارت و نور مى شود و به کره زمین و چند کره دیگر که تحت عائله او هستند مى رسد.
کره خاکى زمین در سال ، چند هزار میلیارد تن مواد غذایى به ریشه درختها و گیاهها انفاق مى کند. درسال میلیاردها لیتر از آب دریا تبخیر مى شود و به صورت ابر در فضا پخش مى گردد، سپس به صورت باران بر زمینهاى مرده و درختهاى خشکیده فرو مى ریزد و آنها را زنده و شاداب مى کند. گیاهان و درختان در طول سال ، میلیاردها تُن از برگ و علف و میوه خود را به حیوانات و انسانها مى دهند.
حیوانات حلال گوشت شیرده مانند گوسفند و گاو درسال ، میلیونها لیتر از شیر و میلیونها تُن گوشت و پوست خود را به بشر انفاق مى کنند.
((زنبور عسل )) در طول سال با کوشش و جدیّت فراوان عصاره گل و گیاه را مى مکد و به عسل شیرین تبدیل نموده ، در اختیار انسان قرار مى دهد.
در ساختمان بدن هر موجود زنده تمام اعضا به یکدیگر کمک مى کنند؛ مثلاً: قلب ، مغز، ریه و سایر دستگاههاى بدن همه ، از نتایج کار خود تمام سلولها را بهره مند مى سازند؛ به طور کلّى همه اشیاى عالم از کوچکترین ذرّه ((اتم )) گرفته تا بزرگترین کهکشانها، نوعى انفاق دارند؛ اینها همه انفاقهاى تکوینى خداوند متعال است و تمام این انفاقها براى انسان مى باشد.

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

 

تا تو نانى به کف آرى و به غفلت نخورى

 

همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار

 

شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبرى (۵۶)

اینها همه مسخّر انسانند و به انسان ارفاق مى کنند که او انفاق گر حقیقى را بشناسد و از آنچه به وى داده است ، در راهش انفاق کند. زیرا بخششهاى آفتاب ، زمین ، گیاه ، دریا، ابر، حیوان و ... فانى است و لایق مقام ربوبیّت نیست ؛ مناسب مقام الوهیّت و ابدیتش ، انفاق ابدى است . انفاق ((فى سبیل اللّه )) و عطاهاى فنا ناپذیر، منحصر به انسان مى باشد؛ یعنى انسان است که لایق این انفاق مى باشد.
بنا بر این وقتى انسان از چیزى که خدا به او داده ، در راه او انفاق کند، رنگ خدایى و جاودانگى مى گیرد، چرا که ذات پاکش ابدى است و هرچیزى که نسبتى به او داشته باشد، رنگ ابدیّت و جاودانگى به خود مى گیرد، چنانکه مى فرماید:
(
مَاعِندَکُمْ یَنفَدُ وَمَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ ...)(۵۷)؛ ((آنچه نزد شماست ، فانى و نابود مى شود، ولى آنچه نزد خداست ، باقى و جاودان است )).
پس بیایید سرمایه هاى خود را براى خدا و در راه خلق او و جلب رضایش به کار اندازید و در صندوق پس اندازى ذخیره کنید که همیشه و جاودانه مى ماند و هیچ گاه از بین نمى رود سرمایه هاى ((وجودى )) خود را براى لذّتهاى چند روزه دنیاى فانى ، از بین نبرید و خود را گرفتار عذاب الهى نکنید؛ چنانکه حضرت على علیه السّلام مى فرماید:
((شَتّانَ مابَیْنَ عَمَلَیْنِ: عَمَلٌ تَذْهَبُ لَذَّتُهُ وَتَبْقى تَبِعَتُهُ وَعَمَلٌ تَذْهَبُ مَؤُونَتُهُ وَیَبْقى اءَجْرُهُ؛ چه بسیار فاصله است بین دو عمل : عملى که لذتش از میان مى رود و مسؤ ولیت و کیفرش باقى ماند، و عملى که سختى و رنجش از بین مى رود و اجر و پاداشش جاودانه مى ماند)).(۵۸)
ب - وسوسه شیطان به هنگام انفاق
در ذیل آیه (الشَّیْطَنُ یَعِدُکُمُ ا لْفَقْرَ ...)(۵۹) از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود: ((شیطان به هنگام انفاق انسانها را وسوسه مى کند که اگر انفاق کنید، خودتان فقیر و محتاج خواهید شد)).(۶۰)
شهید دستغیب مى فرماید:
((در انوار جزایرى آمده است که در سالى قحطى ، واعظى بالاى منبر مى گفت : هنگامى که آدمى مى خواهد صدقه بدهد، هفتاد شیطان به دستش مى چسبند که نگذارند صدقه بدهد. مؤ منى پاى منبر وقتى این سخنان را شنید، تعجّب کرد و گفت : صدقه دادن که این قدر مشکل نیست و من گندمى اضافه دارم و هم اکنون مى روم آنرا به مسجد مى آورم و به فقیرها مى دهم . وقتى به منزلش رفت و خواست گندم را بیاورد زنش شروع کرد به سرزنش او و گفت : در این سال قحطى رعایت زن و بچّه ات را نمى کنى ؟ شاید قحطى طولانى شد، آنوقت از گرسنگى بمیریم و ... خلاصه به قدرى او را وسوسه کرد که وى دست خالى به مسجد بازگشت !
دوستانش از او پرسیدند: چه شد که گندم را نیاوردى ؟ دیدى هفتاد شیطانک به دستت چسبیدند و مانعت شدند!
مرد مؤ من پاسخ داد: که من شیطانها را که ندیدم لیکن مادرشان را دیدم که نگذاشت ، خلاصه مرد مى خواهد که در برابر وسوسه ها و توجیه هاى شیطانى مقاومت کند، مى بینید گاهى به زبان زن یا رفیق مصلحت اندیشى مى کند و نمى گذارد)).(۶۱)
ج - دعا و نفرین فرشتگان
از رسول خداصلّى اللّه علیه و آله و سلّم نقل شده است که فرمود: ((در هر روز دو فرشته از آسمان فرود مى آیند، یکى پیوسته به آدم انفاق کننده دعاى خیر مى کند و مى گوید: ((اللّهمَّ اءَعْطِ مُنْفِقاً خَلَفاً؛ خدایا! به آدم انفاق گر و بخشنده پاداش نیک عطا فرما و مالش را افزون کن )).
فرشته دیگر به آدم بخیل همواره نفرین مى کند و مى گوید: ((اللّهمَّ اءَعْطِ مُمْسِکاً تَلَفاً؛ خداوندا! (اموال شخص ) ممسک و بخیل را تلف کن و نابود ساز)).(۶۲)
((مولوى )) درمثنوى مضمون این حدیث را به شعر در آورده و مى گوید:

گفت پیغمبر که دائم بهر پند

 

دو فرشته خوش منادى مى کنند

 

کاى خدا یا منفقان را سیردار

 

هر درمشان را عوض ده صد هزار

 

اى خدایا ممسکان را در جهان

 

تو مده إِلاّ زیان اندر زیان

 

اى خدایا منفقان را ده خَلف

 

اى خدایا ممسکان را ده تلف

 

اى بسا امساک کز انفاق به

 

مال حق را جز به امر حق مده

 

تا عوض یابى تو مال بى کران

 

تا نباشى از عداد کافران (۶۳)

Zugriffe: 2685