زيارت دوّم : زيارت معروفه به امين اللَّه است كه در نهايت اعتبار است و در تمام كتب مَزارِيَّة ومصابيح نقل شده است و علامه مجلسى ره فرمود كه آن بهترين زيارات است از جهت متن و سند و بايد كه در جميع روضات مقدّسه بر اين مواظبت نمايند و كيفيّت آن چنان است كه به سندهاى معتبر روايت شده از جابر از امام محمد باقر عليه السلام كه امام زين العابدين عليه السلام به زيارت اميرالمؤ منين عليه السلام آمد و نزد قبر آن حضرت ايستاد و گريست و گفت :

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا

سلام بر تو اى

اءمينَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ وَحُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَميرَ

امانتدار خدا در زمين او و حجتش بر بندگان او سلام بر تو اى امير

الْمُؤْمِنينَ اَشْهَدُ اَنَّكَ جاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ وَعَمِلْتَ بِكِتابِهِ

مؤ منان گواهى دهم كه تو در راه خدا جهاد كردى چنانچه بايد و رفتار كردى به كتاب خدا (قرآن )

وَاتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِيِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ حَتّى دَعاكَ اللَّهُ اِلى جِوارِهِ

و پيروى كردى از سنتهاى پيامبرش صلى اللّه عليه و آله تا اينكه خداوند تو را به جوار خويش

فَقَبَضَكَ اِلَيْهِ بِاخْتِيارِهِ وَاَ لْزَمَ اَعْدائَكَ الْحُجَّةَ مَعَ مالَكَ مِنَ الْحُجَجِ

دعوت فرمود و به اختيار خودش جانت را قبض نمود و ملزم كرد دشمنانت را به حجت و برهان با حجتهاى

الْبالِغَةِ عَلى جَميعِ خَلْقِهِ اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسى مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ

رساى ديگرى كه با تو بود بر تمامى خلق خود، خدايا قرار ده نفس مرا آرام به تقديرت

راضِيَةً بِقَضاَّئِكَ مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَدُعاَّئِكَ مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ اَوْلِياَّئِكَ

و خوشنود به قضايت و حريص به ذكر و دعايت و دوستدار برگزيدگان دوستانت

مَحْبُوبَةً فى اَرْضِكَ وَسَماَّئِكَ صابِرَةً عَلى نُزُولِ بَلاَّئِكَ ش اكِرَةً

و محبوب در زمين و آسمانت و شكيبا در مورد نزول بلايت و سپاسگزار

لِفَواضِلِ نَعْماَّئِكَ ذاكِرَةً لِسَوابِغِ آلا ئِكَ مُشْتاقَةً اِلى فَرْحَةِ لِقاَّئِكَ

در برابر نعمتهاى فزونت و متذكر عطاياى فراوانت مشتاق به شاد گشتن ديدارت توشه گير پرهيزكارى

مُتَزَوِّدَةً التَّقْوى لِيَوْمِ جَزاَّئِكَ مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ اَوْلِياَّئِكَ مُفارِقَةً

براى روز پاداشت پيروى كننده روشهاى دوستانت دورى گزيننده

لاَِخْلاقِ اَعْدائِكَ مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيا بِحَمْدِكَ وَثَناَّئِكَ

اخلاق دشمنانت سرگرم از دنيا به ستايش و ثنايت

پس پهلوى روى مبارك خود را برقبر گذاشت وگفت :

اَللّهُمَّ اِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتينَ اِلَيْكَ والِهَةٌ

خدايا براستى دلهاى فروتنان درگاهت بسوى تو حيران است

وَسُبُلَ الرّاغِبينَ اِلَيْكَ شارِعَةٌ وَاَعْلامَ الْقاصِدينَ اِلَيْكَ واضِحَةٌ

و راههاى مشتاقان به جانب تو باز است و نشانه هاى قاصدان كويت آشكار و نمايان است

وَاَفْئِدَةَ الْعارِفينَ مِنْكَ فازِعَةٌ وَاَصْواتَ الدّاعينَ اِلَيْكَ صاعِدَةٌ

و قلبهاى عارفان از تو ترسان است و صداهاى خوانندگان بطرف تو صاعد

وَاَبْوابَ الاِْجابَةِ لَهُمْ مُفَتَّحَةٌ وَدَعْوَةَ مَنْ ناجاكَ مُسْتَجابَةٌ وَتَوْبَةَ مَنْ

و درهاى اجابت برويشان باز است و دعاى آنكس كه با تو راز گويد مستجاب است و توبه آنكس كه

اَنابَ اِلَيْكَ مَقْبُولَةٌ وَعَبْرَةَ مَنْ بَكى مِنْ خَوْفِكَ مَرْحُومَةٌ وَالاِْغاثَةَ

به درگاه تو بازگردد پذيرفته است و اشك ديده آنكس كه از خوف تو گريد مورد رحم و مهر است و فريادرسى تو

لِمَنِ اسْتَغاثَ بِكَ مَوْجُودَةٌ وَالاِْعانَةَ لِمَنِ اسْتَعانَ بِكَ مَبْذُولَةٌ

براى كسى كه به تو استغاثه كند آماده است و كمك كاريت براى آنكس كه از تو كمك خواهد رايگان است

وَعِداتِكَ لِعِبادِكَ مُنْجَزَةٌ وَزَلَلَ مَنِ اسْتَقالَكَ مُقالَةٌ وَاَعْمالَ

و وعده هايى كه به بندگانت دادى وفايش حتمى است و لغزش كسى كه از تو پوزش طلبد بخشوده است و كارهاى

الْعامِلينَ لَدَيْكَ مَحْفُوظَةٌ وَاَرْزاقَكَ اِلَى الْخَلائِقِ مِنْ لَدُنْكَ نازِلَةٌ

آنانكه براى تو كار كنند در نزد تو محفوظ است و روزيهايى كه به آفريدگانت دهى از نزدت ريزان است

وَعَواَّئِدَ الْمَزيدِ اِلَيْهِمْ واصِلَةٌ وَذُنُوبَ الْمُسْتَغْفِرينَ مَغْفُورَةٌ

و بهره هاى بيشترى هم بسويشان مى رسد و گناه آمرزش خواهان (از تو) آمرزيده است

وَحَواَّئِجَ خَلْقِكَ عِنْدَكَ مَقْضِيَّةٌ وَجَواَّئِزَ السّآئِلينَ عِنْدَكَ مُوَفَّرَةٌ وَ

و حاجتهاى آفريدگانت نزد تو روا شده است و جايزه هاى سائلان در پيش تو شايان و وافر است و

عَواَّئِدَ الْمَزيدِ مُتَواتِرَةٌ وَمَواَّئِدَ الْمُسْتَطْعِمينَ مُعَدَّةٌ وَمَناهِلَ الظِّماَّءِ

بهره هاى فزون پياپى است و خوانهاى احسان تو براى طعام خواهان آماده است و حوضهاى آب براى تشنگان

مُتْرَعَةٌ اَللّهُمَّ فَاسْتَجِبْ دُعاَّئى وَاقْبَلْ ثَناَّئى وَاجْمَعْ بَيْنى وَبَيْنَ

لبريز است خدايا پس دعايم را مستجاب كن و بپذير مدح و ثنايم را و گردآور ميان من

اَوْلِياَّئى بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَعَلِىٍّ وَفاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ اِنَّكَ وَلِىُّ

و دوستانم به حق محمد و على و فاطمة و حسن و حسين كه براستى تويى صاحب

نَعْماَّئى وَمُنْتَهى مُناىَ وَغايَةُ رَجائى فى مُنْقَلَبى وَمَثْواىَ

نعمتهايم و منتهاى آرزويم و سرحد نهايى اميدم و بازگشتگاه و اقامتگاهم

و در كامل الزِّيارة بعد از اين زيارت اين فقرات نيز مسطور است :

اَنْتَ اِلهى وَسَيِّدى وَمَوْلاىَ

تويى معبود و آقا و مولاى من

اِغْفِرْ لاَِوْلِياَّئِنا وَكُفَّ عَنّا اَعْداَّئَنا وَاشْغَلْهُمْ عَنْ اَذانا وَاَظْهِرْ كَلِمَةَ

بيامرز دوستان ما را و بازدار از ما دشمنانمان را و سرگرمشان كن از آزار ما و آشكار كن گفتار

الْحَقِّ وَاجْعَلْهَا الْعُلْيا وَاَدْحِضْ كَلِمَةَ الْباطِلِ وَاجْعَلْهَا السُّفْلى اِنَّكَ

حق را و آنرا برتر قرار ده و از ميان ببر گفتار باطل را و آنرا پست گردان كه براستى تو

عَلى كُلِّشَى ءٍْ قَديرٌ

بر هرچيز توانايى

پس حضرت امام محمّد باقر عليه السلام فرمود كه هر كه از شيعيان ما اين زيارت و دعا را نزد قبر اميرالمؤ منين عليه السلام يا نزد قبر يكى از ائمة عليهم السلام بخواند البته حقّ تعالى اين زيارت و دعاء او را در نامه اى از نور بالا برد و مهر حضرت محمد صلى الله عليه و آله را بر آن بزند و چنين محفوظ باشد تا تسليم نمايند به قائم آل محمد عليهم السلام پس استقبال نمايد صاحبش را ببشارت و تحيّت و كرامت انشاء اللَّه تعالى مؤ لّف گويد: كه اين زيارت شريفه هم از زيارات مُطلقه محسوب مى شود و هم از زيارات مخصوصه روز غدير و هم از زيارات جامعه كه در جميع روضات مقدّسه ائمه عليهم السلام خوانده مى شود.

زيارت سوّم : سيّد عبدالكريم بن طاوُس از صفوان جمال روايت كرده است كه گفت چون با حضرت صادق عليه السلام وارد كوفه شديم در هنگامى كه آن حضرت نزد ابوجعفر دوانقى مى رفتند فرمود كه اى صفوان شتر را بخوابان كه اين نزديك قبر جدّم اميرالمؤ منين عليه السلام است پس فرود آمدند و غسل كردند و جامه را تغيير دادند و پاها را برهنه كردند و فرمودند كه تو نيز چنين كن پس ‍ روانه شدند به جانب نجف و فرمودند كه گامها را كوتاه بردار و سر را بزير انداز كه حق تعالى براى تو بعدد هر گامى كه برمى دارى صد هزار حسنه مى نويسد و صدهزار گناه محو مى كند و صدهزار درجه بلند مى كند و صدهزار حاجت برمى آورد و مى نويسد براى تو ثواب هر صِدّيق و شهيد كه بوده باشد يا كشته شده باشد پس آن حضرت مى رفتند و من مى رفتم با آن حضرت با آرام دل و آرام تن و تسبيح و تنزيه و تهليل خدا مى كرديم تا رسيديم بتَلّها پس نظر كردند به جانب راست وچپ و به چوبى كه در دست داشتند خطّى كشيدند پس فرمودند جُستجو نما پس طلب كردم اثر قبرى يافتم پس آب ديده بر روى مباركش جارى شد و گفت

اِنّا لِلَّهِ وَاِنّا اِلَيْهِ راجِعُونَ

براستى ما از خداييم و حتما بسويش بازگرديم

و گفت :

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْوَصِىُّ الْبَرُّ التَّقِىُّ

سلام بر تو اى وصى نيكوكردار پرهيزكار

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبَاءُ الْعَظيمُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الصِّدّيقُ الرَّشيدُ

سلام بر تو اى خبر بزرگ سلام بر تو اى راست گفتار راه بر

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْبَرُّ الزَّكىُّ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وَصِىَّ رَسُولِ رَبِّ

سلام بر تو اى نيكوكار پاكيزه سلام بر تو اى وصى رسول پروردگار

الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ اَجْمَعينَ اَشْهَدُ اَنَّكَ

جهانيان سلام بر تو اى برگزيده خدا بر همه خلق گواهى دهم كه تويى

حَبيبُ اللَّهِ وَخاصَّةُ اللَّهِ وَخالِصَتُهُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وَلِىَّ اللَّهِ وَمَوْضِعَ

حبيب خدا و بنده خاص و خالص خدا سلام بر تو اى ولى خدا و راز و

سِرِّهِ وَعَيْبَةَ عِلْمِهِ وَخازِنَ وَحْيِهِ

گنجينه دانش و خزينه دار وَحْيش

پس خود را به قبر چسبانيدند و گفتند:

بِاَبى اَنْتَ وَاُمِّى يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ بِاَبى اَنْتَ وَاُمِّى يا حُجَّةَ الْخِصامِ بِاَبى

پدر و مادرم به فدايت اى اميرمؤ منان پدر و مادرم به فدايت اى حجت بر دشمنان پدر

اَنْتَ وَاُمِّى يا بابَ الْمَقامِ بِاَبى اَنْتَ وَاُمِّى يا نُورَ اللَّهِ التّآمَّ اَشْهَدُ اَنَّكَ

و مادرم به فدايت اى درگاه مقام (اولياء حق ) پدر و مادرم به فدايت اى نور كامل خدا گواهى دهم كه تو

قَدْ بَلَّغْتَ عَنِ اللَّهِ وَعَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ ما حُمِّلْتَ

براستى رساندى از جانب خدا و از جانب رسول خدا صلى الله عليه وآله آنچه را بعهده داشتى

وَرَعَيْتَ مَا اسْتُحْفِظْتَ وَحَفِظْتَ مَا اسْتُوْدِعْتَ وَحَلَّلْتَ حَلالَ اللَّهِ

و مراعات كردى در آنچه بر حفظ آن گماشته شده بودى و حفظ كردى آنچه را به تو سپرده شده بود و حلال كردى حلال خدا را

وَحَرَّمْتَ حَرامَاللَّهِ وَاَقَمْتَ اَحْكامَاللَّهِ وَلَمْ تَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ وَعَبَدْتَاللَّهَ

و حرام كردى حرام خدا را و بپا داشتى احكام خدا را و تجاوز نكردى از حدود خدا و پرستش كردى خدا را

مُخْلِصاً حَتّى اَتيكَ الْيَقينُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَعَلَى الاَْئِمَّةِ مِنْ بَعْدِكَ

از روى اخلاص تا مرگت فرا رسيد درود خدا بر تو و بر امامان پس از تو

پس برخاست آن حضرت و در بالاى سر آن حضرت چند ركعت نماز كرد و فرمود كه اى صفوان هركه زيارت كند اميرالمؤ منين عليه السلام را به اين زيارت و اين نماز را بكند برگردد بسوى اهلش و حال اينكه گناهانش آمرزيده شده باشد و عملش مقبول و پسنديده شده باشد و بنويسد براى او ثواب هركه زيارت آن حضرت كرده باشد از ملائكه صفوان گفت بر سبيل تعجّب كه (ثواب هركه زيارت كند آن حضرت را از ملائكه ) فرمود بلى در هر شبى هفتاد قبيله از ملائكه آن حضرت را زيارت مى كنند پرسيد كه هر قبيله چه مقدارند فرمود كه صد هزار مَلَك پس آن حضرت بِقَهقرى يعنى به پشت بيرون آمدند و در اثناى بيرون آمدن مى گفتند:

يا جَدّاهُ يا سَيِّداهُ يا طَيِّباهُ يا طاهِراهُ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْكَ

اى جد بزرگوار اى آقاى من اى پاكيزه و اى پاك قرار ندهد خدا اين زيارت را آخرين مرتبه از زيارتت

وَرَزَقَنِى الْعَوْدَ اِلَيْكَ وَالْمَقامَ فى حَرَمِكَ وَالْكَوْنَ مَعَكَ وَمَعَ الاَْبْرارِ

و روزى كند بازگشت بسويت را و ايستادن در حرمت را و بودن با تو را و با نيكان

مِنْ وُلْدِكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَعَلَى الْمَلاَّئِكَةِ الْمُحْدِقينَ بِكَ

از فرزندانت درود خدا بر تو و بر فرشتگانى كه تو را در برگرفته اند

صَفْو ان گفت كه به آن حضرت عرض كردم كه رخصت مى دهيد خبر دهم اصحاب خود را از اهل كوفه و نشان اين قبر را به ايشان بدهم فرمود بلى و درهمى چند دادند كه من قبر را مرمّت و اصلاح كردم .

زيارت چهارم : در مستدرك الوسائل از مزار قديم نقل كرده كه روايت است از مولاى ما امام محمدباقر عليه السلام كه فرمود با پدرم رفتيم به زيارت قبر جدّم اميرالمؤ منين علىّ بن ابيطالب عليه السلام در نجف پس ايستاد پدرم نزد قبر مطهّر و گريست و گفت :

اَلسَّلامُ عَلى اَبِى الاَْئِمَّةِ وَخَليلِ

سلام بر پدر امامان و خليل

النُّبُوَّةِ وَالْمَخْصُوصِ بِالاُْخُوَّةِ اَلسَّلامُ عَلى يَعْسُوبِ الاْ يمانِ

نبوت و مخصوص به برادرى (رسول خدا) سلام بر پادشاه ايمان

وَميزانِ الاَْعْمالِ وَسَيْفِ ذِى الْجَلالِ اَلسَّلامُ عَلى صالِحِ الْمُؤْمِنينَ

و ميزان اعمال و شمشير خداى صاحب شوكت و جلال سلام بر شايسته مؤ منان

وَوارِثِ عِلْمِ النَّبِيّينَ الْحاكِمِ فى يَوْمِ الدّينِ اَلسَّلامُ عَلى شَجَرَةِ

و وارث دانش پيمبران و حكومت كننده در روز جزا سلام بر شجره

التَّقْوى اَلسَّلامُ عَلى حُجَّةِ اللَّهِ الْبالِغَةِ وَنِعْمَتِهِ السّابِغَةِ وَنِقْمَتِهِ

تقوى سلام بر حجت رساى خدا و نعمت كاملش و عذاب

الدّامِغَةِ اَلسَّلامُ عَلَى الصِّراطِ الواضِحِ وَالنَّجْمِ الّلائِحِ وَالاِْمامِ

كوبنده اش سلام بر طريق روشن و ستاره درخشان و پيشواى

النّاصِحِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ

خيرخواه و رحمت خدا و بركاتش

آنگاه گفت :

اَنْتَ وَسيلَتى اِلَى اللَّهِ وَذَريعَتى وَلى حَقُّ مُوالاتى وَتَاْميلى فَكُنْ لى شَفيعى اِلَى اللَّهِ

توئى وسيله من بسوى خدا و واسطه ام و مرا است حق دوستدارى و آرزومنديم بتو پس شفيع من شو به درگاه خداى

عَزَّوَجَلَّ فِى الْوُقُوفِ عَلى قَضآءِ حاجَتى وَهِىَ فَكاكُ رَقَبَتى مِنَ

عزوجل در مورد برآوردن حاجتم و آن حاجت آزاديم از

النّارِ وَاصْرِفْنى فى مَوْقِفى هذا بِالنُّجْحِ [وَ]بِما سَئَلْتُهُ كُلِّهِ بِرَحْمَتِهِ

آتش مى باشد و بازگردان مرا از اين جايگاه به كاميابى در تمام خواسته ام به رحمت

وَقُدْرَتِهِ اَللّهُمَّ ارْزُقْنى عَقْلاً كامِلاً وَلُبّاً راجِحاً وَقَلْباً زَكِيّاً وَعَمَلاً

و توانائى او خدايا روزيم گردان عقلى كامل و خردى ممتاز و دلى پاك و كردارى

كَثيراً وَاَدَباً بارِعاً وَاجْعَلْ ذلِكَ كُلَّهُ لى وَلا تَجْعَلْهُ عَلَىَّ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

بسيار و ادبى شايسته و قرار ده همه اينها را بسود من و قرارش مده بر زيانم به رحمتت اى مهربانترين مهربانان

 

زيارت پنجم : شيخ كلينى روايت كرده از حضرت ابوالحسن ثالث امام علىّ النّقى عليه السلام كه مى گوئى نزد قبر اميرالمؤ منين عليه السلام :

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وَلِىَّ اللَّهِ اَنْتَ اَوَّلُ مَظْلُومٍ وَاَوَّلُ مَنْ

سلام بر تو اى ولىّ خدا توئى نخستين ستمديده و نخستين كسى كه حقش را

غُصِبَ حَقُّهُ صَبَرْتَ وَاحْتَسَبْتَ حَتّى اَتيكَ الْيَقينُ فَاَشْهَدُ اَنَّكَ لَقيتَ

غصب كردند بردبارى كردى به اميد پاداش خدا تا مرگت فرا رسيد و گواهى دهم كه براستى تو خدا را ديدار

اللَّهَ وَاَنْتَ شَهيدٌ عَذَّبَ اللَّهُ قاتِلَكَ بِاَنْواعِ الْعَذابِ وَجَدَّدَ عَلَيْهِ

كردى در حالى كه شهيد بودى عذاب كند خدا كُشنده ات را به انواع عذاب و تازه كند بر او

الْعَذابَ جِئْتُكَ عارِفاً بِحَقِّكَ مُسْتَبْصِراً بِشَاْنِكَ مُعادِياً لاَِعْدآئِكَ

عذاب را آمدم به درگاهت در حال معرفت به حق تو و بيناى به شاءن و مقامت و در حال دشمنى با دشمنانت و آنانكه

وَمَنْ ظَلَمَكَ اَلْقى عَلى ذلِكَ رَبّى اِنْشآءَ اللَّهُ يا وَلِىَّ اللَّهِ اِنَّ لى ذُنُوباً

به تو ستم كردند و انشاءالله به همين حال پروردگارم را نيز ديدار خواهم كرد اى ولىّ خدا براستى مرا گناهان

كَثيرَةً فَاشْفَعْ لى اِلى رَبِّكَ فَاِنَّ لَكَ عِنْدَاللَّهِ مَقاماً مَعْلُوماً وَاِنَّ لَكَ

بسيارى است پس شفاعت كن مرا به درگاه پروردگارت كه مسلماً تو را نزد خدا مقامى است معلوم و براستى تو

عِنْدَاللَّهِ جاهاً وَشَفاعَةً وَقَدْ قالَ اللَّهُ تَعالى وَلا يَشْفَعُونَ اِلاّ لِمَنِارْتَضى

در پيش خدا آبرو دارى و شفاعتت پذيرفته است و خداى تعالى خود فرموده : و شفاعت نكنند جز براى آنكس كه او بپسندد

 

زيارت ششم :زيارتى است كه جماعتى از علما روايت كرده اند از جمله آنها است شيخ محمد بن المشهدى كه فرموده روايت كرده است محمّد بن خالد طَيالِسى از سَيف بن عميره كه گفت بيرون رفتم با صفوان بن جمّال و جمعى از اصحاب ما به جانب نجف و حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام را زيارت كرديم پس چون فارغ شديم صفوان روى خود را گردانيد بسوى قبر حضرت امام حسين عليه السلام و گفت زيارت مى كنم حضرت امام حسين عليه السلام را از اين مكان از بالاى سر حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام و صفوان گفت كه با حضرت امام جعفر صادق عليه السلام به اينجا آمديم و حضرت چنين زيارت و نماز كرد و دعا خواند كه من مى كنم و فرمود كه اى صفوان اين زيارت را ضبط كن و اين دعا را بخوان و هميشه حضرت اميرالمؤ منين و امام حسين عليهماالسلام را به اين نحو زيارت كن كه من ضامنم بر خدا كه هر كه ايشان را چنين زيارت كند و اين دعا را بخواند خواه از نزديك و خواه از دور اينكه زيارتش مقبول باشد و عملش مزد داده شود و سلامش به ايشان برسد و پسنديده گردد و حاجتهايش برآورده شود هر چند عظيم باشد مؤ لّف گويد كه تتمّه اين خبر در فضل اين عمل بيايد در عقب دعاء صفوان در زيارت روز عاشورا انشاءالله و زيارت حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام اين است رو به قبر آن حضرت بايست وبگو:

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا

سلام بر تو اى

رَسُولَ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا صَفْوَةَ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَمينَ اللَّهِ

رسول خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا سلام بر تو اى امين خدا

اَلسَّلامُ عَلى مَنِ اصْطَفاهُ اللَّهُ وَاخْتَصَّهُ وَاخْتارَهُ مِنْ بَرِيَّتِهِ اَلسَّلامُ

سلام بر آن كس كه برگزيدش خدا و مخصوصش داشت و اختيارش كرد از ميان خلقش سلام

عَلَيْكَ يا خَليلَ اللَّهِ ما دَجَى اللَّيْلُ وَغَسَقَ وَاَضآءَ النَّهارُ وَاَشْرَقَ

بر تو اى خليل خدا تا هرگاه كه تاريك و ظلمانى گردد شب ، و روشن و نورانى گردد روز

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ما صَمَتَ صامِتٌ وَنَطَقَ ناطِقٌ وَذَرَّ شارِقٌ وَرَحْمَةُ

سلام بر تو آنگاه كه خموش است هر خاموش و گويا است هر گويا و بتابد خورشيد و رحمت

اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ عَلى مَوْلانا اَميرِ الْمُؤْمِنينَ عَلِىِّ بْنِ اَبيطالِبٍ

خدا و بركاتش سلام بر مولاى ما اميرمؤ منان على بن ابى طالب

صاحِبِ السَّوابِقِ وَالْمَناقِبِ وَالنَّجْدَةِ وَمُبيدِ الْكَتائِبِ الشَّديدِ

صاحب سوابق درخشان و منقبتها و مردانگى و شجاعت و نابودكننده صفهاى سخت

الْبَاْسِ الْعَظيمِ الْمِراسِ الْمَكينِ الاَْساسِ ساقِى الْمُؤْمِنينَ بِالْكَاْسِ

نيرو و بزرگ قدرت و محكم پايه ، ساقى مؤ منان با جام

مِنْ حَوْضِ الرَّسُولِ الْمَكينِ الاَْمينِ اَلسَّلامُ عَلى صاحِبِ النُّهْى

از حوض رسول پا بر جاى امين سلام بر صاحب خرد

وَالْفَضْلِ وَالطَّوائِلِ وَالْمَكْرُماتِ وَالنَّوائِلِ اَلسَّلامُ عَلى فارِسِ

و فضيلت و نعمتها و كرامات و جوائز سلام بر دلاور

الْمُؤْمِنينَ وَلَيْثِ الْمُوَحِّدينَ وَقاتِلِ الْمُشْرِكينَ وَوَصِىِّ رَسُولِ رَبِّ

مؤ منان و شير يگانه پرستان و كشنده مشركان و وصى رسول پروردگار

الْعالَمينَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ عَلى مَنْ اَيَّدَهُ اللَّهُ بِجَبْرَئيلَ

جهانيان و رحمت خدا و بركاتش سلام بر آنكس كه خدا تاءييد كرد او را به جبرئيل

وَاَعانَهُ بِميكائيلَ وَاَزْلَفَهُ فِى الدّارَيْنِ وَحَباهُ بِكُلِّ ما تَقِرُّ بِهِ الْعَيْنُ

و كمكش كرد بوسيله ميكائيل و مقربش ساخت در دو جهان و عطا فرمود به او هر چه را كه موجب روشنى چشم است

وَصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَعَلى آلِهِ الطّاهِرينَ وَعَلى اَوْلادِهِ الْمُنْتَجَبينَ

و درود خدا بر او و بر خاندان پاكش و بر فرزندان برگزيده اش

وَعَلَى الاَْئِمَّةِ الرّاشِدينَ الَّذينَ اَمَروُا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ

و بر امامان راه يافته اش آنانكه امر به معروف و نهى از منكر كردند

وَفَرَضُوا عَلَيْنَا الصَّلَواتِ وَاَمَروُا بِايتآءِ الزَّكوةِ وَعَرَّفُونا صِيامَ شَهْرِ

و نمازها را بر ما واجب كرده و دستور پرداخت زكات را دادند و شناساندند به ما روزه ماه

رَمَضانَ وَقِرائَةَ الْقُرْآنِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ وَيَعْسُوبَ

رمضان و خواندن قرآن را سلام بر تو اى اميرمؤ منان و بزرگ و پيشواى

الدّينِ وَقآئِدَ الْغُرِّ الْمُحَجَّلينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا بابَ اللَّهِ اَلسَّلامُ

دين و ايمان و پيشرو سفيد رويان سلام بر تو اى درى كه از آن به خدا رسند سلام

عَلَيْكَ يا عَيْنَ اللَّهِ النّاظِرَةَ وَيَدَهُ الباسِطَةَ وَاُذُنَهُ الْواعِيَةَ وَحِكْمَتَهُ

بر تو اى ديده بيناى خدا و دست بازش و گوش نگهدار رازش و حكمت

الْبالِغَةَ وَنِعْمَتَهُ السّابِغَةَ وَنِقْمَتَهُ الدّامِغَةَ اَلسَّلامُ عَلى قَسيمِ الْجَنَّةِ

رسايش و نعمت شايانش و عذاب كوبنده اش سلام بر قسمت كننده بهشت

وَالنّارِ اَلسَّلامُ عَلى نِعْمَةِ اللَّهِ عَلَى الاَْبْرارِ وَنِقْمَتِهِ عَلَى الْفُجّارِ

و دوزخ سلام بر نعمت خدا بر نيكان و عذاب او بر بدكاران

اَلسَّلامُ عَلى سَيِّدِ الْمُتَّقينَ الاَْخْيارِ اَلسَّلامُ عَلى اَخى رَسُولِ اللَّهِ

سلام بر آقاى پرهيزكاران برگزيده سلام بر برادر رسول خدا

وَابْنِ عَمِّهِ وَزَوْجِ ابْنَتِهِ وَالْمَخْلُوقِ مِنْ طينَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَى الاَْصْلِ

و پسر عمويش و شوهر دخترش و آفريده شده از طينتش سلام بر ريشه

الْقَديمِ وَالْفَرْعِ الْكَريمِ اَلسَّلامُ عَلَى الثَّمَرِ الْجَنِىِّ اَلسَّلامُ عَلى اَبِى

قديم و شاخه كريم سلام بر ميوه چيده سلام بر

الْحَسَنِ عَلِىٍّ اَلسَّلامُ عَلى شَجَرَةِ طُوبى وَسِدْرَةِ الْمُنْتَهى اَلسَّلامُ

حضرت ابوالحسن على عليه السلام سلام بر درخت طوبى و سدرة المنتهى (درختهاى بهشتى ) سلام

عَلى آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ وَنُوحٍ نَبِىِّ اللَّهِ وَاِبْراهيمَ خَليلِ اللَّهِ وَمُوسى كَليمِ

بر آدم برگزيده خدا و نوح پيغمبر خدا و ابراهيم خليل خدا و موسى هم سخن

اللَّهِ وَعيسى رُوحِ اللَّهِ وَمُحَمَّدٍ حَبيبِ اللَّهِ وَمَنْ بَيْنَهُمْ مِنَ النَّبِيّينَ

خدا و عيسى روح خدا و محمد حبيب خدا و ساير كسانى كه در اين بين آمدند از پيمبران

وَالصِّدّيقينَ وَالشُّهَدآءِ وَالصّالِحينَ وَحَسُنَ اُولَّئِكَ رَفيقاً اَلسَّلامُ

و صديقان و شهيدان و شايستگان و اينان نيكو رفيقانى هستند سلام

عَلى نُورِ الاَْنْوارِ وَسَليلِ الاَْطْهارِ وَعَناصِرِ الاَْخْيارِ اَلسَّلامُ عَلى

بر نور انوار و نژاد پاكان و عناصر برگزيده سلام بر

والِدِ الاَْئِمَّةِ الاَْبْرارِ اَلسَّلامُ عَلى حَبْلِ اللَّهِ الْمَتينِ وَجَنْبِهِ الْمَكينِ

پدر امامان نيكوكار سلام بر ريسمان محكم خدا و جانبدار پابرجايش

وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ عَلى اَمينِ اللَّهِ فى اَرْضِهِ وَخَليفَتِهِ

و رحمت خدا و بركاتش سلام بر امين خدا در روى زمينش و جانشينش

وَالْحاكِمِ بِاَمْرِهِ وَالْقَيِّمِ بِدينِهِ وَالنّاطِقِ بِحِكْمَتِهِ وَالْعامِلِ بِكِتابِهِ

و حاكم به فرمانش و سرپرست دينش و گوياى به حكمتش و عمل كننده به كتابش

اَخِ الرَّسُولِ وَزَوْجِ الْبَتُولِ وَسَيْفِ اللَّهِ الْمَسْلُولِ اَلسَّلامُ عَلى

برادر رسول و شوهر بتول و شمشير از نيام كشيده خدا سلام بر

صاحِبِ الدَّلالاتِ وَالاْ ياتِ الْباهِراتِ وَالْمُعْجِزاتِ الْقاهِراتِ

صاحب دليلها و نشانه هاى درخشان و معجزات كوبنده

وَالْمُنْجى مِنَ الْهَلَكاتِ الَّذى ذَكَرَهُ اللَّهُ فى مُحْكَمِ الاْ ياتِ فَقالَ

و نجات بخش از نابوديها آنكس كه خدا در آيات محكم قرآن ذكرش كرده

تَعالى وَاِنَّهُ فى اُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِىُّ حَكيمٌ اَلسَّلامُ عَلَى اسْمِ اللَّهِ

و فرموده : ((و براستى او در اصل كتاب نزد ما على و حكيم است )) سلام بر نام پسنديده خدا

الرَّضى وَوَجْهِهِ الْمُضيَّىِ وَجَنْبِهِ الْعَلِىِّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ

و مظهر تابانش و جانب والايش و رحمت خدا و بركاتش سلام

عَلى حُجَجِ اللَّهِ وَاَوْصِيآئِهِ وَخآصَّةِ اللَّهِ وَاَصْفِيآئِهِ وَخالِصَتِهِ وَاُمَنآئِهِ

بر حجتهاى خدا و اوصياء آن حضرت و خاصان خدا و برگزيدگان او و بندگان خالصش و امانتدارهايش

وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ قَصَدْتُكَ يا مَوْلاىَ يا اَمينَ اللَّهِ وَحُجَّتَهُ زائِراً

و رحمت خداو بركاتش آهنگ تو را كردم اى مولاى من اى امين خدا و حجت او براى زيارتت

عارِفاً بِحَقِّكَ مُوالِياً لاَِوْلِيآئِكَ مُعادِياً لاَِعْدآئِكَ مُتَقَرِّباً اِلَى اللَّهِ

و عارفم به حق تو و دوستدار دوستانت هستم و دشمن با دشمنانت و تقرب جوى به درگاه خدا

بِزِيارَتِكَ فَاشْفَعْ لى عِنْدَاللَّهِ رَبّى وَرَبِّكَ فى خَلاصِ رَقَبَتى مِنَ

بوسيله زيارتت پس شفاعت كن براى من پيش خدا پروردگار من و پروردگار تو در نجات دادنم از

النّارِ وَقَضآءِ حَوآئِجى حَوآئِجِ الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ

آتش دوزخ و برآوردن حاجاتم حاجات دنيا و آخرت

پس خود را به قبر بچسبان و قبر را ببوس و بگو:

سَلامُ اللَّهِ وَسَلامُ مَلا ئِكَتِهِ الْمُقَرَّبينَ وَالْمُسَلِّمينَ لَكَ

سلام خدا و سلام فرشتگان مقرب او و آنانكه

بِقُلُوبِهِمْ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ وَالنّاطِقينَ بِفَضْلِكَ وَالشّاهِدينَ عَلى

از دل تسليم تو شدند اى اميرمؤ منان و آنانكه به فضل و برترى تو گويا بودند و گواه بودند بر

اَنَّكَ صادِقٌ اَمينٌ صِدّيقٌ عَلَيْكَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ اَشْهَدُ اَنَّكَ

اينكه توئى راستگوى امين راستى پيشه (اين سلامها) بر تود باد و رحمت خدا و بركاتش گواهى دهم كه براستى

طُهْرٌ طاهِرٌ مُطَهَّرٌ مِنْ طُهْرٍ طاهِرٍ مُطَهَّرٍ اَشْهَدُ لَكَ يا وَلِىَّ اللَّهِ وَوَلِىَّ

تو پاك سرشت و پاك و پاكيزه از (پدران ) پاك سرشت و پاك و پاكيزه و گواهى دهم براى تو اى ولى خدا و ولى

رَسُولِهِ بِالْبَلاغِ وَالاَْداءِ وَاَشْهَدُ اَنَّكَ جَنْبُ اللَّهِ وَبابُهُ وَاَنَّكَ حَبيبُ اللَّهِ

رسولش كه (آنچه به عهده داشتى ) رساندى و اداء كردى و گواهى دهم كه تو به حقيقت جانبدار (يا درجوار) خدائى (نسبت به او مانند)

وَوَجْهُهُ الَّذى يُؤْتى مِنْهُ وَاَنَّكَ سَبيلُ اللَّهِ وَاَنَّكَ عَبْدُ اللَّهِ وَاَخُو

درى هستى (كه بوسيله تو به او رسند) و توئى حبيب خدا و روى او كه از آن رو بسويش روند و توئى راه خدا و توئى بنده خدا و برادر

رَسُولِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ اَتَيْتُكَ مُتَقَرِّباً اِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ

رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمده ام بدرگاهت تقرب جوى بسوى خداى عزوجل

بِزِيارَتِكَ راغِباً اِلَيْكَ فِى الشِّفاعَةِ اَبْتَغى بِشَفاعَتِكَ خَلاصَ رَقَبَتى

بوسيله زيارتت مشتاق به تو در شفاعتت و از شفاعت تو مى جويم آزادى خود را

مِنَ النّارِ مُتَعَوِّذاً بِكَ مِنَ النّارِ هارِباً مِنْ ذُنُوبِىَ الَّتِى احْتَطَبْتُها عَلى

از آتش و پناهنده ام به تو از آتش و گريزانم از گناهانى كه بر

ظَهْرى فَزِعاً اِلَيْكَ رَجآءَ رَحْمَةِ رَبّى اَتَيْتُكَ اَسْتَشْفِعُ بِكَ يا مَوْلاىَ

پشت خود بار كرده ام پناه آورده ام به تو به اميد رحمت پروردگارم آمده ام تا تو را شفيع خود گيرم اى مولاى من

وَاَتَقَرَّبُ بِكَ اِلَى اللَّهِ لَيَقْضِىَ بِكَ حَوآئِجى فَاشْفَعْ لى يا اَميرَ

و تقرب جويم بوسيله تو بدرگاه خدا تا بدينوسيله حاجاتم را برآورد پس شفاعت كن برايم اى امير

الْمُؤْمِنينَ اِلَى اللَّهِ فَاِنّى عَبْدُاللَّهِ وَمَوْلاكَ وَزائِرُكَ وَلَكَ عِنْدَاللَّهِ

مؤ منان به درگاه خدا كه من بنده خدا و غلام تو و زائر تواءم و تو را در پيش خدا

الْمَقامُ الْمَحْمُودُ وَالْجاهُ الْعَظيمُ وَالشَّاءْنُ الْكَبيرُ وَالشَّفاعَةُ الْمَقْبُولَةُ

مقامى است شايسته و جاه و منزلتى است بزرگ و شاءن و عظمتى است بسيار و شفاعتت پذيرفته است

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَصَلِّ عَلى اَميرِ الْمُؤْمِنينَ

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و درود فرست بر اميرمؤ منان

عَبْدِكَ الْمُرْتَضى وَاَمينِكَ الاَْوْفى وَعُرْوَتِكَ الْوُثْقى وَيَدِكَ الْعُلْيا

بنده پسنديده ات و امانتدار باوفايت و دست آويز محكمت و دست بلندت

وَجَنْبِكَ الاَْعْلى وَكَلِمَتِكَ الْحُسْنى وَحُجَّتِكَ عَلَى الْوَرى وَصِدّيقِكَ

و جانب والايت و كلمه نيكويت و حجت تو بر خلق و بزرگترين راستگوى

الاَْكْبَرِ وَسَيِّدِ الاَْوْصِيآءِ وَرُكْنِ الاَْوْلِيآءِ وَعِمادِ الاَْصْفِيآءِ اَميرِ

تو و آقاى اوصياء و ركن اولياء و تكيه گاه برگزيدگان امير

الْمُؤْمِنينَ وَيَعْسُوبِ الدّينِ وَقُدْوَةِ الصّالِحينَ وَاِمامِ الْمُخْلِصينَ

مؤ منان و پادشاه دين و ايمان و پيشواى شايستگان و رهبر مخلصان آنكه (خدايش )

الْمَعْصُومِ مِنَ الْخَلَلِ الْمُهَذَّبِ مِنَ الزَّلَلِ الْمُطَهَّرِ مِنَ الْعَيْبِ الْمُنَزَّهِ

از عيوب و خلل نگهداشته و از هر لغزشى پاك و از هر عيب پاكيزه و از شك

مِنَ الرَّيْبِ اَخى نَبِيِّكَ وَوَصِىِّ رَسُولِكَ الْبآئِتِ عَلى فِراشِهِ

و ريب مبرا است برادر پيامبرت و وصى رسولت آنكه (در شب هجرت ) در بستر او خوابيد

وَالْمُواسى لَهُ بِنَفْسِهِ وَكاشِفِ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِهِ الَّذى جَعَلْتَهُ سَيْفاً

و جانش را براى او به كف گرفت و اندوه را از چهره اش دور ساخت آنكه قرارش دادى شمشيرى بران

لِنُبُوَّتِهِ وَآيَةً لِرِسالَتِهِ وَشاهِداً عَلى اُمَّتِهِ وَدِلالَةً عَلى حُجَّتِهِ

براى پيامبرى او و نشانه اى براى رسالتش و گواهى بر امتش و راهنمائى بر دليل و برهانش

وَحامِلاً لِرايَتِهِ وَوِقايَةً لِمُهْجَتِهِ وَهادِياً لاُِمَّتِهِ وَيَداً لِبَاْسِهِ وَتاجاً

و بر دوش كشنده پرچمش و سپرى براى حفظ جانش و راهنمائى براى امتش ودست (ونيروئى ) براى حمله ونبردش وتاجى

لِرَاْسِهِ وَباباً لِسِرِّهِ وَمِفْتاحاً لِظَفَرِهِ حَتّى هَزَمَ جُيُوشَ الشِّرْكِ بِاِذْنِكَ

بر سرش و درى براى رازش و كليدى براى پيروزيش تا اينكه سپاههاى شرك را به اذن تو

وَاَبادَ عَساكِرَ الْكُفْرِ بِاَمْرِكَ وَبَذَلَ نَفْسَهُ فى مَرْضاةِ رَسُولِكَ

منهزم ساخت و لشگرهاى مجهز را به فرمان تو نابود كرد و از بذل جان در راه تحصيل خوشنودى رسول تو

وَجَعَلَها وَقْفاً عَلى طاعَتِهِ فَصَلِّ اللّهُمَّ عَلَيْهِ صَلوةً دآئِمَةً باقِيَةً

دريغ نكرد و آن را وقف طاعت او نمود پس درود فرست بر او درودى هميشگى و پايدار

پس بگو:

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وَلِىَّ اللَّهِ وَالشِّهابَ الثّاقِبَ وَالنُّورَ الْعاقِبَ يا

سلام بر تو اى ولى خدا و اى اخگر نافذ و روشنى دنباله دار اى

سَليلَ الاَْطاَّئِبِ يا سِرَّ اللَّهِ اِنَّ بَيْنى وَبَيْنَ اللَّهِ تَعالى ذُنُوباً قَدْ اَثْقَلَتْ

نژاد پاكان اى راز خدا براستى بين من و خداى تعالى گناهانى است كه پشتم را

ظَهْرى وَلا يَاْتى عَلَيْها اِلاّ رِضاهُ فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَكَ عَلى سِرِّهِ

سنگين كرده و مورد بخشودگى قرار نگيرد جز بخشنودى او پس بحق آنكس كه تو را امين بر راز خويش قرار داده

وَاسْتَرْعاكَ اَمْرَ خَلْقِهِ كُنْ لى اِلَى اللَّهِ شَفيعاً وَمِنَ النّارِ مُجيراً وَعَلَى

و سرپرستى كار خلقش را از تو خواسته كه شفيع من شوى بدرگاه خدا و پناهم شوى از آتش دوزخ و در

الدَّهْرِ ظَهيراً فَاِنّى عَبْدُاللَّهِ وَوَلِيُّكَ وَزآئِرُكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ

پيش آمدهاى روزگار پشت و پناهم باشى زيرا من بنده خدا و دوست تو و زائر تو هستم درود خدا بر تو باد

پس شش ركعت نماز زيارت بكن و هر دعا كه خواهى بكن و بگو:

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَميرَ

سلام بر تو اى امير

الْمُؤ مِنينَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَدا ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ

مؤ منان از طرف من بر تو سلام خدا باد هميشه تا زنده بمانم و تا برجا باشد شب و روز

پس اشاره كن و متوجّه شو به جانب قبر امام حسين عليه السلام و بگو:

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ

 سلام بر تو اى ابا عبد

اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَتَيْتُكُما زائِرا وَمُتَوَسِّلا اِلَى اللَّهِ

الله سلام بر تو اى فرزند رسول خدا من به نزد شما دو بزرگوار آمده براى زيارتتان و براى توسل جستن بدرگاه خداى

تَعالى رَبّى وَرَبِّكُما وَمُتَوَجِّها اِلَى اللَّهِ بِكُما وَمُسْتَشْفِعا بِكُما اِلَى

تعالى پروردگار من و پروردگار شما و رو كنم بسوى خدا بوسيله شما و شفاعت جويم بوسيله شما

اللَّهِ فى حاجَتى هذِهِ

بدرگاه خدا در اين حاجتى كه دارم

و بخوان تا آخر دعاى صفوان :

اِنَّهُ قَريبٌ مُجيبٌ

كه براستى او نزديك و اجابت كننده است

پس رو به قبله كن و بخوان از اوّل دعا:

 يا اَللَّهُ يا اَللَّهُ يا اَللَّهُ يا مُجيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّينَ

اى خدا اى خدا اى خدا اى اجابت كننده دعاى درماندگان

وَيا كاشِفَ كَرْبِ الْمَكْرُوبينَ تا وَاصْرِفْنى بِقَضآءِ حاجَتى وَكِفايَةِ ما

و اى زداينده اندوه اندوهناكان * * و بازم گردان با حاجت برآورده و كفايت شدن آنچه

اَهَمَّنى هَمُّهُ مِنْ اَمْرِ دُنْياىَ وَآخِرَتى يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

به انديشه ام فرو برده اندوهش از كار دنيا و آخرتم اى مهربانترين مهربانان

پس ملتفت شو به جانب قبر اميرالمؤ منين عليه السلام و بگو:

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ وَالسَّلامُ

سلام بر تو اى امير مؤ منان و سلام

عَلى اَبى عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ لا جَعَلَهُ اللَّهُ

بر حضرت اباعبداللّه الحسين تا من زنده ام و بجاى باشد شب و روز و قرار ندهد خدا

آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُما وَلا فَرَّقَ اللَّهُ بَيْنى وَبَيْنَكُما

اين زيارتم را آخرين بار زيارتم از شما دو بزرگوار و جدا نكند خدا ميان من و شما را

مؤ لّف گويد: كه قبل از اين ذكر شد كه دعاى صفوان همان است كه مشهور شده به دعاى علقمه و بيايد ذكر آن در زيارت روز عاشورا انشاءاللّه .

زيارت هفتم : زيارتيست كه سيّد بن طاوُس در مصباح الزّائر نقل كرده به اين كيفيّت كه قصد كن باب السلام يعنى درگاه روضه مقدسه اميرالمؤ منين عليه السلام كه ضريح مقدس نمايان مى شود پس بگو سى و چهار مرتبه :

اَللَّهُ اَكْبَرُ و بگو: سَلامُ اللَّهِ وَسَلامُ مَلائِكَتِهِ الْمُقَرَّبينَ

خدا بزرگتر است * * * سلام خدا و سلام فرشتگان مقربش

وَاَنْبِياَّئِهِ الْمُرْسَلينَ وَعِبادِهِالصّالِحينَ وَجَميعِ الشُّهَدآءِ وَالصِّديقينَ

و پيمبران مرسلش و بندگان شايسته اش و تمام شهيدان و راستگويان

عَلَيْكَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ اَلسَّلامُ عَلى آدَمَ صِفْوَةِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلى

بر تو اى اميرمؤ منان سلام بر آدم برگزيده خدا سلام بر

نُوحٍ نَبِىِّ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلى اِبْراهيمَ خَليلِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلى مُوسى

نوح پيامبر خدا سلام بر ابراهيم خليل خدا سلام بر موسى

كَليمِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلى عيسى روُحِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلى مُحَمَّدٍ حَبيبِ اللَّهِ

هم سخن خدا سلام بر عيسى روح خدا سلام بر محمد حبيب خدا

وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ عَلَى اسْمِ اللَّهِ الرَّضِىِّ وَوَجْهِهِ الْعَلِىِّ

و رحمت خدا و بركاتش سلام بر نام پسنديده خدا و جمال والايش

وَصِراطِهِ السَّوِىِّ اَلسَّلامُ عَلى الْمُهَذَّبِ الصَّفِىِّ اَلسَّلامُ عَلى اَبِى

و راه هموارش سلام بر بنده پاكيزه با صفا سلام بر ابى

الْحَسَنِ عَلِىِّ بْنِ اَبيطالِبٍ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ عَلى خالِصِ

الحسن على بن ابى طالب و رحمت خدا و بركاتش سلام بر خالص

الاَْخِلاَّّءِ اَلسَّلامُ عَلى الْمَخْصُوصِ بِسَيِّدَةِ النِّسآءِ اَلسَّلامُ عَلَى

دوستان سلام بر آنكس كه مخصوص گشت به همسرى بانوى زنان (جهانيان ) سلام بر

الْمَوْلُودِ فِى الْكَعْبَةِ الْمُزَوَّجِ فِى السَّمآءِ اَلسَّلامُ عَلى اَسَدِ اللَّهِ فِى

متولد شده در كعبه و تزويج شده در آسمان سلام بر شير خدا در

الْوَغى اَلسَّلامُ عَلى مَنْ شُرِّفَتْ بِهِ مَكَّةُ وَمِنى اَلسَّلامُ عَلى صاحِبِ

ميدان جنگ سلام بر آنكس كه مكه و مِنى به او شرف يافت سلام بر صاحب

الْحَوْضِ وَحامِلِ اللِّوآءِ اَلسَّلامُ عَلى خامِسِ اَهْلِ العَبآءِ اَلسَّلامُ

حوض وپرچمدار (اسلام ) سلام بر پنجمين نفر اهل عباء سلام

عَلَى الْبآئِتِ عَلى فِراشِ النَّبِىِّ وَمُفْديهِ بِنَفْسِهِ مِنَ الاَْعْداءِ اَلسَّلامُ

بر آنكس كه در بستر پيامبر خدا خوابيد و جانش را فداى او كرد در برابر دشمنان سلام

عَلى قالِعِ بابِ خَيْبَرَ وَالدّاحى بِهِ فِى الْفَضآءِ اَلسَّلامُ عَلى مُكَلِّمِ

بر كَننده در خيبر و پرت كُننده آن در فضا سلام بر تكلم كننده

الفِتْيَةِ فى كَهْفِهِمْ بِلِسانِ الاَْنْبِيآءِ اَلسَّلامُ عَلى مُنْبِعِ الْقَليبِ فِى الفَلا

با اصحاب كهف در ميان كهفشان به زبان پيمبران سلام بر بيرون آورنده آب از چاه در بيابان خشك

اَلسَّلامُ عَلى قالِعِ الصَّخْرَةِ وَقَدْ عَجَزَ عَنْهَا الرِّجالُ الاَْشِدّآءُ اَلسَّلامُ

سلام بر كننده سنگ سختى كه مردان نيرومند از كندنش عاجز شدند سلام

عَلى مُخاطِبِ الثُّعْبانِ عَلى مِنْبَرِ الْكُوفَةِ بِلِسانِ الفُصَحآءِ اَلسَّلامُ

بر سخن گوينده بااژدها بر بالاى منبر كوفه به زبان فصيح سلام

عَلى مُخاطِبِ الذِّئْبِ وَمُكَلِّمِ الْجُمْجُمَةِ بِالنَّهْرَوانِ وَقَدْ نَخِرَتِ

بر سخن گوينده با گرگ و تكلم كننده با جمجمه مرده در نهروان پس از آنكه استخوانهايش

الْعِظامُ بِالْبِلا اَلسَّلامُ عَلى صاحِبِ الشَّفاعَةِ فى يَوْمِ الْوَرْى

پوسيده شده بود سلام بر صاحب شفاعت در روز آخرت

وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ عَلَى الاِْمامِ الزَّكىِّ حَليفِ الْمِحْرابِ

و رحمت خدا و بركاتش سلام بر آن پيشواى پاكيزه و ملازم محراب عبادت

اَلسَّلامُ عَلى صاحِبِ الْمُعْجِزِ الْباهِرِ وَالنّاطِقِ بِالْحِكْمَةِ وَالصَّوابِ

سلام بر صاحب معجزه روشن و گوياى به حكمت و درستى

اَلسَّلامُ عَلى مَنْ عِنْدَهُ تَاْويلُ الْمُحْكَمِ وَالْمُتَشابِهِ وَعِنْدَهُ اُمُّ

سلام بر كسى كه نزد او است تاءويل محكم و متشابه قرآن و پيش او است

الْكِتابِ اَلسَّلامُ عَلى مَنْ رُدَّتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ حينَ تَوارَتْ

دفتر اصلى سلام برآنكس كه خورشيد براى او برگشت پس از آنكه غروب

بِالْحِجابِ اَلسَّلامُ عَلى مُحْيِى اللَّيْلِ الْبَهيمِ بِالتَّهَجُّدِ وَالاِْكْتِيابِ

كرده بود سلام بر زنده دارنده شب تاريك به تهجد و زارى

اَلسَّلامُ عَلى مَنْ خاطَبَهُ جَبْرَئيلُ بِاِمْرَةِ الْمُؤْمِنينَ بِغَيْرِ اِرْتِيابٍ

سلام بر آنكس كه بدون ترديد صدايش زد جبرئيل به نام امير مؤ منان

وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ عَلى سَيِّدِ السّاداتِ اَلسَّلامُ عَلى

و رحمت خدا و بركاتش سلام بر آقاى بزرگان سلام بر

صاحِبِ الْمُعْجِزاتِ اَلسَّلامُ عَلى مَنْ عَجِبَ مِنْ حَمَلاتِهِ فِى

صاحب معجزات سلام برآنكس كه درشگفت شدند از حمله هايش در

الْحُرُوبِ مَلاَّئِكَةُ سَبْعِ سَم و اتٍ اَلسَّلا مُ عَلى مَنْ ن اجَى الرَّسُولَ

جنگها فرشتگان هفت آسمان سلام بر آنكس كه با رسول خدا راز گفت

فَقَدَّمَ بَيْنَ يَدَىْ نَجْواهُ صَدَقاتٍ اَلسَّلامُ عَلى اَميرِ الْجُيُوشِ

و براى رازگوئيش صدقه ها داد سلام بر فرمانده سپاهها

وَصاحِبِ الْغَزَواتِ اَلسَّلامُ عَلى مُخاطِبِ ذِئْبِ الْفَلَواتِ اَلسَّلامُ

و صاحب جنگها سلام بر سخن گوى با گرگهاى بيابان سلام

عَلى نُورِ اللَّهِ فِى الظُّلُماتِ اَلسَّلامُ عَلى مَنْ رُدَّتْ لَهُ الشَّمْسُ

بر نور خدا در تاريكيها سلام بر آنكس كه خورشيد برايش بازگشت

فَقَضى ما فاتَهُ مِنَ الصَّلوةِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ عَلى اَميِرِ

پس نمازش را كه قضا شده بود بجاى آورد و رحمت خدا و بركاتش سلام بر امير

الْمُؤْمِنينَ اَلسَّلامُ عَلى سَيِّدِ الْوَصِيّينَ اَلسَّلامُ عَلى اِمامِ الْمُتَّقينَ

مؤ منان سلام بر آقاى اوصياء سلام بر پيشواى پرهيزكاران

اَلسَّلامُ عَلى وارِثِ عِلْمِ النَّبِيّينَ اَلسَّلامُ عَلى يَعْسُوبِ الدّينِ

سلام بر وارث علم پيمبران سلام بر پادشاه دين

اَلسَّلامُ عَلى عِصْمَةِ الْمُؤْمِنينَ اَلسَّلامُ عَلى قُدْوَةِ الصّادِقينَ

سلام بر نگهدار مؤ منان سلام بر مقتداى راستگويان

وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ عَلى حُجَّةِ الاَْبْرارِ اَلسَّلامُ عَلى اَبِى

و رحمت خدا و بركاتش سلام بر حجت نيكان سلام بر پدر

الاَْئِمَّةِ الاَْطْهارِ اَلسَّلامُ عَلَى الْمَخْصُوصِ بِذِى الْفَقارِ اَلسَّلامُ عَلى

امامان پاك سلام بر آنكس كه به ذوالفقار مخصوص گشت سلام بر

ساقى اَوْلِيآئِهِ مِنْ حَوْضِ النَّبِىِّ الْمُخْتارِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ مَا

سيراب كننده دوستان خود از حوض پيامبر مختار صلى اللّه عليه و آله تا

اطَّرَدَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ اَلسَّلامُ عَلَى النَّبَاءِ الْعَظيمِ اَلسَّلامُ عَلى مَنْ اَنْزَلَ

از پى هم درآيد شب و روز سلام بر آن خبر بزرگ سلام بر آنكس كه خدا درباره اش نازل فرمود:

اللَّهُ فيهِ وَاِنَّهُ فى اُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِىُّ حَكيمٌ اَلسَّلامُ عَلى صِراطِ

((و براستى او در دفتر اصلى نزد ما على و حكيم است )) سلام بر راه راست

اللَّهِ الْمُسْتَقيمِ اَلسَّلامُ عَلَى الْمَنْعُوتِ فِى التَّوْريةِ وَالاِْنْجيلِ وَالْقُرْآنِ

خدا سلام بر آنكس كه وصفش شده در تورات و انجيل و قرآن

الْحَكيمِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ

حكمت آموز و رحمت خدا و بركاتش بر او باد

پس مى اندازى خود را بر ضريح و مى بوسى آن را و مى گوئى :

يا اَمينَ اللَّهِ يا حُجَّةَ اللَّهِ يا وَلِىَّ اللَّهِ يا صِراطَ اللَّهِ زارَكَ عَبْدُكَ

اى امين خدا اى حجت خدا اى ولى خدا اى راه خدا زيارتت كرد بنده

وَوَلِيُّكَ اللاّئِذُ بِقَبْرِكَ وَالْمُنيخُ رَحْلَهُ بِفِنآئِكَ الْمُتَقَرِّبُ اِلَى اللَّهِ

و دوستت كه به قبرت پناه آورده و بار (نياز) خود را به آستان تو انداخته و بوسيله تو به خداى

عَزَّوَجَلَّ وَالْمُسْتَشْفِعُ بِكَ اِلَى اللَّهِ زِيارَةَ مَنْ هَجَرَ فيكَ صَحْبَهُ

عزوجل تقرب جسته و تو را شفيع درگاه خدا قرار داده زيارت كردن آن كس كه بخاطر تو دست از رفيقان شسته

وَجَعَلَكَ بَعْدَ اللَّهِ حَسْبَهُ اَشْهَدُ اَنَّكَ الطُّورُ وَالْكِتابُ الْمَسْطُورُ وَالرِّقُ

و تو را پس از خدا براى خود كافى دانسته گواهى دهم كه توئى طُور و كتاب مسطور (نامه نوشته ) و برگ

الْمَنْشُورُ وَبَحْرُ الْعِلْمِ الْمَسْجُورِ يا وَلِىَّ اللَّهِ اِنَّ لِكُلِّ مَزُورٍ عِنايَةً

پهن شده و درياى جوشان دانش اى ولى خدا براستى هر كه را به زيارتش روند نسبت

فيمَنْ زارَهُ وَقَصَدَهُ وَاَتاهُ وَاَ نَا وَلِيُّكَ وَقَدْ حَطَطْتُ رَحْلى بِفِنائِكَ

به زائرش و آنكس كه آهنگش كرده و بنزدش آمده عنايتى دارد و من دوست تواءم كه بار (نيازم ) را به آستان تو انداخته

وَلَجَاءْتُ اِلى حَرَمِكَ وَلُذْتُ بِضَريحِكَ لِعِلْمى بِعَظيمِ مَنْزِلَتِكَ

و به حرم تو مُلتجى شدم و به ضريح تو پناهنده شدم چون علم دارم به بزرگى منزلت و مقامت

وَشَرَفِ حَضْرَتِكَ وَقَدْ اَثْقَلَتِ الذُّنُوبُ ظَهْرى وَمَنَعَتْنى رُقادى فَما

و شرافت درگاهت و براستى گناهان پشتم را سنگين كرده و خواب را از من گرفته و نمى يابم

اَجِدُ حِرْزاً وَلا مَعْقِلاً وَلا مَلْجَاءً اَلْجَاءُ اِلَيْهِ اِلا اللَّهَ تَعالى وَتَوَسُّلى بِكَ

پناهگاه و نه جاى امن و ملجاءى كه بدان پناه برم جز خداى تعالى و توسل بوسيله تو

اِلَيْهِ وَاسْتِشْفاعى بِكَ لَدَيْهِ فَها اَ نَا ذا نازِلٌ بِفِنائِكَ وَلَكَ عِنْدَ اللَّهِ جاهٌ

به درگاهش و شفاعت جوئى به تو در نزد او پس من اكنون به آستان تو فرود آمده و تو را در نزد خدا جاه

عَظيمٌ وَمَقامٌ كَريمٌ فَاشْفَعْ لى عِنْدَ اللَّهِ رَبِّكَ يا مَوْلاىَ پس ببوس ضريح

و منزلتى بزرگ و مقامى شايسته است پس شفاعت كن براى من در پيش خدا كه پروردگار تو است اى مولاى من

را و روى خود را به قبله كن و بگو:

اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ يا اَسْمَعَ السّامِعينَ

خدايا من به درگاه تو تقرب جويم اى شنواترين شنوايان

وَيا اَبْصَرَ النّاظِرينَ وَيا اَسْرَعَ الْحاسِبينَ وَيا اَجْوَدَ الاَْجْوَدينَ

و اى بيناترين بينايان و اى سريعترين حسابگران و اى سخى ترين سخاوتمندان

بِمُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيّينَ رَسُولِكَ اِلَى الْعالَمينَ وَبِاَخيهِ وَابْنِ عَمِّهِ

به حق محمد خاتم پيمبران فرستاده و رسول تو بسوى جهانيان و به حق برادر و پسر عمويش

الاَْنْزَعِ الْبَطينِ الْعالِمِ الْمُبينِ عَلِىٍّ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَالْحَسَنِ

آن آقاى بازپيشانى فراخ سينه آن داناى آشكار كننده يعنى ((على )) اميرمؤ منان و به حق حسن

وَالْحُسَيْنِ الاِْمامَيْنِ الشَّهيدَيْنِ وَبِعَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعابِدينَ

و حسين دو پيشواى شهيد و به على بن الحسين زيب پرستش كنندگان

وَبِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ باقِرِ عِلْمِ الاَْوَّلينَ وَبِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ زَكِىِّ

و به محمد بن على شكافنده دانش پيشينيان و به جعفر بن محمد آن پاكيزه

الصِّدِّيقينَ وَبِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْكاظِمِ الْمُبينِ وَحَبيسِ الظّالِمينَ

در ميان راستگويان و به موسى بن جعفر فرو برنده خشم و آشكار كننده حق و زندانى ستمكاران

وَبِعَلِىِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الاَْمينِ وَبِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ الْجَوادِ عَلَمِ

و به على بن موسى آن راضى به مقدّارت حق و امين او و به محمد بن على جواد مشعل راه

الْمُهْتَدينَ وَبِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرِّ الصّادِقِ سَيِّدِ الْعابِدينَ وَبِالْحَسَنِ

يافتگان و به على بن محمد آن نيكوكار راستگو و آقاى عبادت كنندگان و به حسن

بْنِ عَلِىٍّ الْعَسْكَرىِّ وَلِىِّ الْمُؤْمِنينَ وَبِالْخَلَفِ الْحُجَّةِ صاحِبِ الاَْمْرِ

بن على عسكرى زمامدار مؤ منان و به يادگار شايسته حجت حق صاحب الامر

مُظْهِرِ الْبَراهينِ اَنْ تَكْشِفَ ما بى مِنَ الْهُمُومِ وَتَكْفِيَنى شَرَّ الْبَلاَّءِ

آشكاركننده برهانها كه بگشائى از من اندوههايم را و كفايت كنى از من بلاى

الْمَحْتُومِ وَتُجيرَنى مِنَ النّارِ ذاتِ السَّمُومِ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

حتمى را و پناهم دهى از آتش گدازنده دوزخ به رحمتت اى مهربانترين مهربانان

 پس دعا كن براى هر چه بخواهى و وداع نما آن حضرت را وبرگرد  .

Zugriffe: 1859