الف : صفات متضاد

  • همس : در لغت به معناي صداي آهسته و خفيف است و در تجويد به سبب ضعيف بودن حروف آن , هنگام تلفظ , نفس با حروفش جريان مي يابد و تارهاي صوتي مرتعش نمي شوند . مانند حرف "س" .


    ده حرف از حروف الفباي عربي داراي صفت همس مي باشند كه به آنها مهموس نيز


    گفته مي شود .

  • جُهر : در لغت به معناي آشكار بودن و صوت قوي است و در تجويد به سبب قوت حروف آن ، هنگام تلفظ ، نُفُس با حروفش براحتي جريان نمي يابد و تارهاي صوتي مرتعش مي شوند مانند حرف « ز » .


    غير از حروف مهموس ، بقيه حروف جهر دارند كه به آنها حروف مجهور گفته مي شود .

  • شدت : در لغت به معناي قوت و سختي است و در تجويد به سبب تلفظ شديد و قويِ بعضي از حروف ، مجراي هوا در مخرج حرف مسدود مي گردد و پس از لحظه اي به طور ناگهاني از آن محل خارج مي شود ، و در نتيجه باعث قطع صداي حرف مي شود .


    مانند حرف « ق » .


    هشت حرف از حروف عربي داراي صفت شدت مي باشند .

  • رخوت : در لغت به معناي نرمي ، سستي و سهولت است و در تجويد به سبب ضعف در تلفظ بعضي از حروف ، مجراي هوا كاملاً بسته نمي شود و صدا و هوا هر دو جريان مي يابند . مانند حرف « س »


    پانزده حرف از حروف الفباي عربي داراي صفت رخوت مي باشند .


    تبصره : پنج حرف از حروف عربي داراي « صفت توسط » هستند .


    صفت توسط حالتي بين دو صفت شدت و رخوت است و حروف آن عبارتند از :


    ل – ن – ع – م – ر

  • استعلاء : در لغت به معناي طلب بلندي كردن و ميل به بلندي داشتن است و در تجويد تمايل ريشة زبان به طرف سقف دهان در حين تلفظ حرف است .


    اين عمل باعث زياد شدن ارتفاع مابين سطح و سقف دهان مي گردد كه در نتيجه ، حروف آن درشت و پرحجم تلفظ مي شوند . مانند حرف « ض »


    هفت حرف از حروف الفباي عربي داراي صفت استعلاء مي باشند .

  • استفال : در لغت به معناي پست شدن و پايين آمدن است و در تجويد ريشة زبان از جاي خود حركت نمي كند و در محل خود باقي مي ماند . مانند : حرف « ذ »


    بيست و يك حرف از حروف الفباي عربي داراي صفت استفال مي باشند .

  • اطباق : در لغت به معناي الصاق و منطبق كردن دو سطح روي هم است و در تجويد مطابق شدن سطح زبان با سقف دهان مي باشد . اين عمل باعث مي شود صوت پرحجم موجود در جلوي دهان به طرف سقف و عقب دهان رانده شود . مانند حرف « ط »


    چهار حرف از حروف الفباي عربي داراي صفت اطباق مي باشند .

  • انفتاح : در لغت به معناي باز شدن و گشوده شدن مي باشد و در تجويد باز و گشوده شدن سطح زبان در دهان است . اين عمل باعث ميشود ؛ صداي حرف در جاي خود باقي بماند .


    مانند حرف « ت »


    بيست و چهار حرف از حروف الفباي عربي داراي انفتاح است .

  • اصمات : در لغت به معناي خاموش شدن – سكوت و پر مي باشد و در تجويد به معناي سنگين و پر ادا كردن حرف و يا عمق بخشيدن به تلفظ حرف است . مانند حرف « س »


    بيست و دو حرف از حروف الفباي عربي داراي صفت اصمات است .

  • – اذلاق : ريشة كلمة اذلاق ، ذلق مي باشد و ذلق به معناي تيزي و نوك هر چيز مانند زبان و دندان ، و در تجويد راحت و سُبْك ادا كردن حرف و يا بلاغت و رواني زبان است .


    اين صفت باعث مي شود تا حروفِ آن راحت و روان تلفظ شوند . مانند حرف « ل »


    شش حرف از حروف الفباي عربي داراي صفت اذلاق مي باشند .


    توجه : برخي از صاحبنظرانِ علمِ تجويد معتقدند كه دو اذلاق و اصمات در جهت شناسايي بعضي از كلمات عربي و غير عربي نيز بكار مي رود .

    ب : صفات غير متضاد

  • صفير : در لغت به معناي سوت – صداي ممتدي كه داراي حروف هجا نباشد و از دهان برآيد و يا صداي بعضي از پرندگان كه شبيه به صداي سوت مي باشد .و در تجويد صوتي است كه بر اثر عبـــــور هوا از روي زبان و بين دندانهاي ثناياي بالا و پاييـــــن بيرون مي آيد .


    سه حرف از حروف الفباي عربي داراي صفت صفير مي باشد .

  • قلقله : در لغت به معناي جنبش و حركت – بي قرار و بي تاب ، و در تجويد ايجاد تزلزل در مخرج حرف سكون دار ، و به عبارت ديگر مهار نكردن صداي ساكن در مخرج خود .


    چنانچه به يكي از حروف قلقله در هنگام وقف ، سكون عارض شود قلقله مقداري قويتر و آشكارتر خواهد بود .


    پنج حرف از حروف الفباي عربي داراي صفت قلقله مي بباشند .

  • تفشي : در لغت به معناي پر شدن – پراكندگي – منتشر شدن ، و در تجويد پخش هوا بر سطح زبان پس از عبور از مخرج حرف .


    يك حرف از حروف الفباي عربي داراي صفت تفشي است .

  • لين : در لغت به معناي سهولت و نرمي است و در تجويد ادا شدن حرف ساكن ماقبل مفتوح است . دو حرف از حروف الفباي عربي داراي صفت لين مي باشند .

  • انحراف : در لغت به معناي تمايل پيدا كردن به طرفي ، و در تجويد انحراف و خروج حرف از مخرج و صفت خود و تمايل به مخرج و يا صفت ديگر است .


    دو حرف از حروف الفباي عربي داراي صفت انحراف مي باشند .

  • غنه : در لغت به معناي صوت و آواز بيني و يا انداختن صدا در بيني است و در تجويد خارج كردن صداي حرف از خَشيوم ( فضاي خالي انتهاي بيني ) مي باشد .


    دو حرف از حروف الفباي عربي داراي صفت غنه مي باشند .

  • تكرير : در لغت به معناي تكرار كردن و يا دوباره گفتن است و در تجويد برخورد سريع و پي در پي سر زبان به لثة دندانهاي ثناياي بالا است كه باعث پيدايش لرزش و ارتعاش در سر زبان مي گردد .


    البته بايد دقت داشت كه از برخورد شديد سرزبان به لثه و همچنين تكرار بيش از حد آن جلوگيري شود .


    يك حرف از حروف الفباي عربي داراي صفت تكرير است .

  • استطاله : در لغت به معناي طلب كشيدن و فزوني يافتن در درازي يا طول است . و در تجويد امتداد صوت در مخرج حرف بعلت گستردگي و طولاني بودن آن در دهان است .


    يك از حرف از حروف الفباي عربي داراي صفت استطاله مي باشد .

  • نَبره : در لغت به معناي تكيه كردن و بلند كردن صدا پس از پستي آن مي باشد . و در تجويد تكيه برآوردن حرف همزه است .

  • نَفْث و نَفْخ : در لغت به معناي دميدن است و در تجويد دميدن از دهان به همراه تلفظ حرف مي باشد .


    دو حرف از حروف الفباي عربي داراي نفث و نفخ مي باشند .


    و حالا يكبار ديگر به درس اول رجوع كنيد و به تلفظ صحيح حروف عربي توسط استاد و يا از طريق نوار گوش فرادهيد .

     

  • Zugriffe: 7887