و اذن في الناس بالحج ياتونك رجالا و علي كل ضامر ياتين من كل فج عميق.

(سوره حج:29)

از شبي كه رسول محترم اسلام صلّي الله عليه وآله وسلّم مخفيانه، با دلي افسرده، از مكه هجرت فرمود و با آن سرزمين مقدس خداحافظي كرد، تا پايان عمرش، بيش از سه بار بسوي مكه عزيمت ننمود.

در سفر اول، مواجه با مخالفت سران قريش و منجر به قرار داد صلح گرديد كه شرح آن قبلا ذكر شد و رسول اكرم صلّي الله عليه وآله وسلّم در آن سال موفق به حج نشد.

سفر دوم موقعي بود كه فتح مكه واقع شد و آن بيت شريف از آلايش بتان پاك گرديد ولي چون موسم حج نبود، نمي توان آن را به عنوان سفر حج ياد كرد.

در سال دهم هجرت، رسول اكرم صلّي الله عليه وآله وسلّم ماموريت يافت كه مردم را از دور و نزديك با پيام و نامه و اعلام، دعوت كند تا براي حج، بسوي مكه معظمه رهسپار شوند. كساني كه توانائي داشتند، آماده شدند و در ركاب رسول اكرم صلّي الله عليه وآله وسلّم با دقت تمام، ناظر و شاهد اعمال آن حضرت بودند كه مناسك حج را فراگيرند و مطابق قول و عمل او، عمل كنند.

چهار روز به پايان ماه ذي قعده مانده بود كه كاروان از مدينه خيمه بيرون زد. كارواني كه مانند رسول اكرم صلّي الله عليه وآله وسلّم كاروان سالار و رهبري داشته باشد، مسلم است كه پرشكوه و جلال خواهد بود.

گفته ميشود كه در اين سفر، يكصد و بيست چهار هزار مرد و زن، در ركاب رسول اكرم صلّي الله عليه وآله وسلّم به جانب مكه رو آورده بودند. در مسجد شجرعه كه ميقات مردم مدينه است احرام پوشيدند و محرم شدند. فرياد:

لبيك اللهم لبيك لاشريك لك لبيك. ان الحمد و النعمة لك و الملك لاشريك لك.

در و دشت را بلرزه در آورده بود.

روز چهارم ذي حجه، اين كاروان با عظمت وارد مكه شد. مكه اي كه تا چند سال پيش بت خانه عربها بود. ولي اينك نور توحيد و يكتا پرستي و نداي لا اله الا الله و محمد رسول الله سراسر مكه را فراگرفته بود.

رسول اكرم صلّي الله عليه وآله وسلّم بر در مسجد الحرام ايستاد و حمد و ثناي خداوند را بجا آورد و بر ابراهيم خليل، بنيان گذار خانه كعبه درود فرستاد. سپس به درون مسجد قدم گذارد و به طواف پرداخت. حجرالاسود را استلام كرد و بوسيد و در پشت مقام ابراهيم دو ركعت نماز خواند، حجرالاسود بازگشت و دست بر آن ماليد و متوجه صفا شد. سعي بين صفا و مرور را با توجه و دعا و خضوع كامل بجاي آورد.

تا روز هشتم ذي حجه رسول اكرم صلّي الله عليه وآله وسلّم در مكه توقف نمود و در ظهر روز هشتم، بسوي مني رو آورد.نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا و صبح را با مسلمانان در مني بجا آوردند. بامداد روز نهم با همراهانش بسوي عرفات حركت كرد. هنگام ظهر، غسل نمود و داخل عرفات شد.

در صحراي عرفات خطابه اي در برابر آن اجتماع عظيم ايراد فرمود و در ضمن بياناتش مردم را به تقوي و پاكدامني توصيه و به انجام كارهاي نيك و فضائل دعوت نمود. از رباخواري نكوهش كرد و ان را خلاف قوانيت اسلام بشمار آورد. خط بطلان بر نظامات و مقررات بي اساس جاهليت كشيد و مردم را از شر شيطان و كيد او بر حذر داشت. درباره وظايف زن و شوهر نسبت به يكديگر فرمود:

در دين من، زنها بر مردها و مردها بر زنها حقوقي دارند كه بايد رعايت كنند. وظيفه زنان اين است كه جز شوهر خود، كسي را به خويشتن راه ندهند.

دامن به گناه و فحشا نيالايند. مردها و ظيفه دارند كه خوراك و پوشاك همسر خويش را تامين سازند و زن را امانت خدا بدانند و اين امانت را گرامي بدارند.

خداوند متعال تمام افراد بشر را از خاك آفريده و بازگشت همه بسوي خدا است. تنها آنكس در ميان افراد بشر گرامي تراست كه پارساتر و پرهيزكارتر باشد. آنان كه در اين صحرا، سخنان مرا ميشنوند، به كسان ديگر كهع حضور ندارند، ابلاغ كنند. شايد پس از اين سال ديگر شما را ديدار نكنم.

پس از غروب آفتاب روز نهم از عرفات، بسوي مشعر عزيمت فرمود، نماز مغرب و عشا را در آنجا انجام داد و شب را در آنجا بسر برد. پس از اداء نماز صبح و طلوع خورشيد از مشغر حركت كرد و در سرزمين مني نزول نمود.

رمي جمرات و مراسم قرباني را بجا آورد. همان روز سر تراشيد و متوجه خانه كعبه گرديد. خانه خدا را طواف كرد. سعي صفا مروه را انجام داد و ديگر باره به مني بازگشت. تا روز سيزدهم كه آخر روزهاي تشريق است در آنجا ماند ورد آن روز رمي جمرات نمود و بار ديگر به مكه معظمه مراجعت فرمود.

روز چهاردهم ذي حجة الحرام، رسول اكرم صلّي الله عليه وآله وسلّم مكه را به قصد مدينه ترك گرفت و اكثر كساني كه با آن حضرت آمده بودند، در مراجعت نيز ملازم ركاب بودند و مطابق نقل مورخين شيعه و سني متجاوز از يكصد و بيست هزار تن، پيغمبر اسلام را همراهي ميكردند.

روزهاي و شبها يكي پس از ديگري ميگذشت و اين كاروان بزرگ، منازل بين راه را پشت سر ميگذاشت. روز پنجشنبه هيجدهم ذيحجه، قافله به غدير خم رسيد.

در آن سرزمين خشك و آن هواي گرم و سوزان، رسول اكرم صلّي الله عليه وآله وسلّم ماموريت يافت. بزرگترين و حساس ترين مسائل اسلامي را به اطلاع مردم برساند؛ يعني جانشين و خليفه خود را تعيين و به مردم معرفي كند تا پس از وفات او، ملت اسلام بي سرپرست نباشند و به راه باطل نيفتند.

 

Zugriffe: 1598