گفتیم که تشکیل سوره هاى قرآن کریم و تعیین ابتدا و انتهاى آنها توسط رسول خدا- صلى الله علیه و آله - بوده است . اما در ترتیب فعلى قرآن مجید - سوره هاى مفصل در اوایل و سوره هاى کوچک در اواخر قرآن ، واقع شده - در آن دو قول وجود دارد:
قول اول آنکه : این ترتیب ، در زمان رسول خدا نبوده بلکه بعد از رحلت ایشان ، به دستور ابوبکر و توسط زید بن ثابت به وجود آمده است .
قول دوم آنکه : این ترتیب ، در اواخر عمر آن حضرت ، به دستور وى بوده است . و اینک به تفصیل این دو قول مى پردازیم :
تفصیل قول اول : بنابراین قول ، قرآن کریم در زمان آن حضرت به این ترتیب نوشته نشده ، بلکه شخصى که پس از رحلت پیامبر، قرآن را جمع آورى و در یک جا نوشت (على بن ابیطالب ) علیه السلام - بود. در کتاب تاریخ قرآن (۱۷)، آمده است که کاتبان وحى ، از نوشته خود، یک نسخه را هم به رسول خدا - صلى الله علیه و آله - مى دادند. و آن حضرت آنها را نزد خود نگاه مى داشت .
در کتاب وافى (۱۸)، از امام صادق - علیه السلام - نقل نموده است که : رسول خدا - صلى الله علیه و آله - هنگام رحلت ، به على - علیه السلام - فرمود: یا على ! قرآن ، در پشت خوابگاه من ، در صحیفه ها و حریر و قرطاسهاست ، آن را جمع کنید. و نگذارید قرآن کریم ضایع گردد. على - علیه السلام - نیز همه قرآن را در پارچه زردى نوشت و به اتمام رسانید. و فرمود: تا قرآن را تمام نکنم ، به دوشم عبا نخواهم انداخت . اگر کسى مى خواست دم درب خانه ، آن حضرت را ملاقات کند، حضرت ، بدون عبا به ملاقات مى آمد تا اینکه قرآن کریم را جمع آورى نمود. مشهور است که وقتى على - علیه السلام - قرآن را به مسجد آورد - چون نمى خواستند امتیازى به آن حضرت بدهند - گفتند: لازم نیست ، ما هم قرآن را در اختیار داریم !
پس از یک سال و اندى - که از رحلت آن حضرت مى گذشت - جنگ یمامه ، براى کشتن مسیلمه کذاب ، پیش آمد. و در آن ۱۲۰۰ نفر از مسلمانان از جمله هفتصد نفر از قاریان قرآن ، به شهادت رسیدند. در کتاب (قرآن در اسلام ) عدد آنها را هفتاد تن گفته است . ولى جرجى زیدان در (تاریخ آداب اللغه العربیه ) و (تاریخ تمدن اسلام ) عدد آنها را هفتصد نفر از ۱۲۰۰ نفر گفته است .
به هر حال ، شهادت آنها این فکر را به وجود آورد که شاید نظیر این جریان پیش بیاید و قاریان دیگر نیز کشته شوند و براى قرآن ، خطرى به وجود آید. لذا ابوبکر به (زید بن ثابت ) ماءموریت داد که عده اى از صحابه تحت سرپرستى او قرآن را از الواح و شاخه هاى نخل و قطعات سفید سنگها و از آنچه در خانه پیامبر و نزد صحابه بود، جمع کرده و در یک مصحف قرار بدهد.
زید بن ثابت ، این کار را انجام داد. و همه قرآن کریم را در یکجا نوشت . آن نسخه نزد ابوبکر بود. و پس از وى به عمر رسید. و پس از مرگ عمر، آن نسخه نزد حفصه دختر عمر بود. در کتاب (قرآن (۱۹) در اسلام ) مى نویسد: (نسخه هایى از آن را به اطراف و اکناف فرستادند.).
در خلافت عثمان بن عفان ، به وى خبر رسید که مردم ، قرآن کریم را با قرائتهاى مختلف مى خوانند و با همان اختلاف ، استنساخ ، مى کنند؛ اهل دمشق و حمص از (مقداد) و اهل کوفه از (عبدالله مسعود) و برخى نیز از دیگران ، قرائتهاى خویش را نقل مى کنند.
حذیفه بن یمان - که در جنگ (ارمنیه و آذربایجان ) شرکت کرده بود - دید میان مسلمانان اختلاف قرائت زیاد شده است لذا هنگامى که به مدینه مراجعت کرد، عثمان بن عفان را از این خطر، مطلع ساخت .
عثمان نیز دستور داد، تا قرآنى را که به دستور ابوبکر نوشته شده بود، از حفصه دختر عمر به امانت گرفتند و پنج نفر از قراء را - که یکى از آنها زید بن ثابت بود. ماءموریت داد تا نسخه هایى از آن بردارند. چندین نسخه از روى آن نوشته شد که یکى از آنها در مدینه باقى ماند. و بقیه نسخ را به بلاد مکه ، شام ، کوفه ، بصره و به قولى هم به یمن و بحرین فرستادند. و آن نسخه ها را (نسخه امام ) مى خواندند که اصل سایر نسخه ها بود. و بعدا همه قرآنها از روى آن نسخه ها تحریر گردید.
آنگاه عثمان دستور داد تا سایر قرآنها را که در ولایت در دست مردم بود، جمع آورى کرده و هر چه را که به مدینه رسید سوزاندند. در (تاریخ قرآن ) آمده است : عثمان ، مصحف عبدالله بن مسعود و سالم ، غلام ابى حذیفه را گرفت و با آب شست . و نیز نقل مى کند که : دوازده نفر از صحابه در مجلس مشورت این کار، شرکت داشتند. و نیز نقل مى کند که : ابى بن کعب ، عبدالله بن مسعود و سالم ، با این کار مخالفت کردند، ولى عثمان با صلاحدید على بن ابى طالب - علیه السلام - این کار را انجام داد.
ابن اثیر در تاریخ کامل ، در حوادث سال سى ام هجرت ، مى نویسد: چون امیرالمؤ منین - علیه السلام - در زمان خلافت ، وارد کوفه شد، پیرمردى برخاست و از عثمان انتقاد کرد و گفت : (او مردم را بر یک مصحف وادار کرده است ). امام - علیه السلام - صدا زد: ساکت باش ! عثمان در حضور ما و با راءى ما آن کار را انجام داد. و اگر من هم به جاى عثمان بودم این کار را مى کردم .) معلوم مى شود که آن کار، با راءى و صلاحدید آن حضرت بوده است .
تفصیل قول دوم : قول دوم آن است که رسول خدا - صلى الله علیه و آله - در اواخر عمر خویش ، به کاتبان وحى دستور داد تا قرآن کریم را به این ترتیب بنویسند. و سوره هاى بزرگ را در اول بیاورند. و ترتیب فعلى قرآن مجید مانند تشکیل سوره هاى آن ، توسط رسول خدا انجام گرفته است .
در تاءیید این قول ، اقوال ذیل را نقل مى نماییم :
۱: در مقدمه مجمع البیان ، فن خامس ، از سید مرتضى علم الهدى - رحمه الله - نقل مى کند که : قرآن در زمان رسول خدا - صلى الله علیه و آله - به صورتى که امروز هست ، تاءلیف شده بود: (( ان القرآن کان على عهد رسول الله صلى الله علیه و آله مجموعا مؤ لفا على ما هو علیه الآن )) . به دلیل اینکه : قرآن کریم در آن ایام ، تعلیم مى شد و همه اش را حفظ مى کردند. و آن را به رسول خدا - صلى الله علیه و آله - نشان مى دادند. و بر وى مى خواندند، و عده اى مانند عبدالله بن مسعود و ابى بن کعب و دیگران ، آن را چندین بار بر پیغمبر اکرم خواندند.
۲: حاکم در مستدرک (۲۰) از زید بن ثابت نقل مى کند که مى گوید: (( کنا عند رسول الله علیه و آله و سلم نولف القرآن من الرقاع ؛ )) یعنى : در نزد رسول خدا - صلى الله علیه و آله - بودیم و قرآن را از رقعه ها جمع مى کردیم ) علامه خوئى نیز آن را در البیان (۲۱)، از اتقان سیوطى و مستدرک نقل کرده است .
این سخن ، صریح است در اینکه جمعى از کتاب وحى نزد آن حضرت گرد آمده و قرآن را - که در رقعه ها و پارچه ها بود - جمع و مرتب مى کرده اند. عبدالله بن عمر مى گوید: قرآن را جمع کردم و هر شب آن را مى خواندم . این خبر به آن حضرت رسید، فرمود: قرآن را در یک ماه بخوان ... (( جمعت القرآن فقرات به کل لیله فبلغ النبى (ص ) فقال اقراه فى شهر...(۲۲) )) این حدیث نیز دلالت به جمع شدن قرآن کریم در عصر آن حضرت دارد.
۳: شیعه و اهل سنت بالاتفاق نقل کرده اند که رسول خدا - صلى الله علیه و آله - فرموده است : (( لا صلوه الا بفاتحه الکتاب )) مى دانیم که سوره حمد، اولین سوره نازل شده از قرآن نیست . مگر در یک نقل افسانه اى که مرحوم طبرسى از حاکم نیشابورى نقل کرده است . پس فاتحه الکتاب بودن (حمد) در زبان رسول خدا - صلى الله علیه و آله - نشان مى دهد که قرآن کریم در عصر آن حضرت جمع شده و (حمد) در اول آن قرار داده شده بود.
۴: در حدیث متواتر ثقلین ، نقل شده است که رسول خدا - صلى الله علیه و آله - فرمود: (( انى تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتى ... )) پس مشکل است که آن حضرت از (کتاب الله ) یک چیز درهم و برهم و غیر مرتب و مفرق را در نظر گرفته باشد. پس نظرش ‍ به کتاب تاءلیف یافته و مرتب شده بوده است .
۵: در روایات آمده است : عده اى از صحابه ، قرآن را در زمان رسول خدا- صلى الله علیه و آله - جمع کردند که از آن جمله آنها (على بن ابیطالب - علیه السلام ) سعد بن عبید، ابوالدرداء، معاذ بن جبل ، ثابت بن زید بن نعمان ، ابى بن کعب و زید بن ثابت بوده اند. در تاریخ قرآن (تاءلیف ابوعبدالله زنجانى ) بعد از نقل این سخن در این زمینه ، چند روایت از بخارى واتفان سیوطى و از بیهقى و مناسب خوارزمى ، نقل کرده است . و اینها در البیان ، تاءلیف آیه الله خوئى ، فصل (جمع القرآن ) نیز مشروحا نقل شده است . ظهور این روایات ، در جمع ترتیب و تدوین قرآن کریم است که قهرا زیر نظر آن حضرت بوده است .
۶: بالاتر از همه اینها این است که ائمه اهل بیت - علیهم السلام - به این ترتیب ، اعتراضى نکرده و آن را پذیرفته اند. اگر این تدوین و ترتیب در زمان رسول خدا - صلى الله علیه و آله - و تحت نظر آن حضرت انجام نگرفته بود، ائمه معصومین - علیهم السلام - آن را بازگو مى کردند. ولااقل مى فرمودند که : این قرآن همان است که نازل شده ولکن این ترتیب ، بعد از آن حضرت بوده است .
وانگهى ، اهتمام بى حد رسول خدا- صلى الله علیه و آله - نسبت به قرآن ، مانع از این بود که این کار را انجام ندهد و از دنیا برود.
نگارنده قول دوم را قبول دارد. على هذا، کار على بن ابى طالب - علیه السلام - یکجا نوشتن بود، نه اینکه ترتیب جدیدى را به وجود آورد.(۲۳)

Zugriffe: 1360