خلقت حضرت آدم - علیه السلام - یک خلقت استقلالى است . آدم و همسرش ، به طور مستقل آفریده شده اند بى آنکه - نعوذ بالله - بگوییم از موجود دیگرى مشتق شده باشند، خلقت آدم ، یک خلقت فوق العاده و معجزه بود؛ مانند مبدل شدن عصاى موسى به مار و اژدها.
به عبارت دیگر: خداوند متعال اراده فرموده و در اثر اراده او، یک مجسمه گلى ، مبدل به انسان کامل و عاقل شده است . در قرآن مجید، کیفیت و ابتداى خلقت موجودات زنده ، مطرح نشده است اما خلقت حضرت آدم و همسرش ، به طور مستقل ، مطرح شده است .
امیرالمؤ منین - صلوات الله علیه - در خطبه اول نهج البلاغه ، مى فرماید: (خداوند پس از خلقت آسمانها و زمین ، مقدارى خاک را از سخت و نرم و شیرین و شور زمین جمع کرد و آن را با آب آمیخت تا گل خالص شد (شورى ، شیرینى ، سختى و نرمى درهم فرو رفتند) و آن را با رطوبت عجین کرد تا گل چسبنده گردید که داراى اطراف ، پیوستگیها، اعضا و قسمتهاى متمایز... سپس آن را صلب و سخت گردانید تا مانند سفال شد. و مدتى در همان حال نگاه داشت . و سپس روح در آن دمید. به محض دمیدن روح ، آدم برخاست در حالى که انسانى بود داراى قواى تعقل که آنها را به کار مى برد و داراى فکر بود که با آن در کارها تصرف مى کرد. و اعضاى خویش را براى حل مشکلات به کار مى گرفت .)
عین عبارت مولا على - علیه السلام - چنین است :
(( ثم جمع سبحانه من حزن الارض و سهلها و عذبها و سبخها تربه سنها بالماء حتى خلصت و لا طها بالبله حتى لزبت ، فجبل منها صوره ذات احناء و وصول و اعضاء و فصول ، اجمدها حتى استمسکت و اصلدها حتى صلصلت لوقت معدود و امد معلوم ثم نفخ فیها من روحه فمثلت انسانا ذا اذهان یجیلها و فکر یتصرف بها و جوارح یختدمها...(۴۴)))
این عبارت از آن حضرت - علیه السلام - به فهم آیات قرآن بسیار کمک مى کند. خداوند مى فرماید: (( و اذ قال ربک للملائکه انى خالق بشرا من صلصال من حماء مسنون فاذا سویته و نفخت فیه من روحى فقعوا له ساجدین )) (۴۵).
یعنى : (و آنگاه که پروردگار به فرشتگان عالم اظهار فرمود که من بشرى از ماده گل و لاى کهنه متغیر خلق خواهم کرد پس چون آن عنصر را معتدل بیارایم و در آن از روح خویش بدمم ، همه بر او سجده کنید).
(صلصال ) به معناى (سفال ) است . آن را به گل خشک نیز معنا کرده اند که به هنگام دست زدن ، صدا کند.
(مسنون ) به معناى ریخته شدن است یعنى مجسمه شکل گرفته شده .
(حماء) به معناى لجن سیاه بد بوست .
(تسویه ) همان مجسمه ساختن است .
(نفخت فیه من روحى ) از زنده شدن و انسان شدن آن مجسمه ، حکایت دارد.
و همچنین است آیه شریفه (( اذ قال ربک للملائکه انى خالق بشرا من طین فاذا سویته و نفخت فیه من روحى فقعوا له ساجدین )) (۴۶).
آرى ، نفخ روح ، مجسمه گلى را مبدل به انسان و مسجود ملائکه گردانید. و (آدم ) علم شخص است نه علم نوع . چنانکه برخى چنین فکر کرده اند.

Zugriffe: 1279