از حقایق مستفاد از قرآن مجید آن است که : ملائکه به شکل انسان در مى آیند و مجسم و ممثل مى شوند. و تا خود را نشان نداده اند، حتى انبیا هم نمى دانند که آنها هستند، ما کیفیت آن را نمى دانیم اما در حقیقت ملائکه مى توانند به شکل انسان درآیند و از آن خارج شده و به خلقت اولى خود برگردند.
مرحوم شهید مطهرى در بیان (ملک ) عبارت خوبى دارد و او ملائکه را (نیروهاى با شعور) تعبیر مى کند. در این صورت مى توان گفت : ملک که یک (نیروى با شعور) است اگر فشرده شود، شبیه ماده شده و مجسم ، ممثل و مرئى مى شود. و اگر به حال اول برگردد، دیگر قابل رؤ یت نخواهد بود. به نظر من (روح ) و (جن ) نیز چنین هستند.
در رابطه با ممثل شدن ملک و آمدن آن نزد حضرت مریم ؛ مادر حضرت عیسى - علیه السلام - و نشناختن مریم او را، در قرآن کریم چنین مى خوانیم :
(( و اذکر فى الکتاب مریم اذ انتبذت من اهلها مکانا شرقیا فاتخذت من دونهم حجابا فارسلنا الیها روحنا فتمثل لها بشرا سویا، قالت انى اعوذ بالرحمن منک ان کنت حتقیا قال انما انا رسول ربک لاهب لک غلاما زکیا قالت انى یکون لى غلام و لم یمسسنى بشر و لم اک بغیا قال کذلک قال ربک هو على هین و لنجعله آیه للناس و رحمه منا و کان امرا مقضیا )) (۱۸۹)
یعنى : (یاد کن در قرآن ، مریم را که از خانواده اش به مکان شرق مسجد کنار کشید. و از آنها حایلى براى خود قرار داد. ما روح خود را به طرف او فرستادیم و براى او به صورت بشرى مستوى الخلقه ، ممثل و مجسم شد. مریم گفت : من فرستاده خداى تو هستم ؛ آمده ام تا پسر پاکى به تو بدهم . مریم گفت : از کجا مرا پسرى مى شود با آنکه نه کسى از روى حلال به من دست زده و نه زنا کارم ؟ روح گفت : جرین همان است که گفتم . خدایت فرموده : این کار براى من آسان است . و مى خواهیم او را معجزه و رحمت و پیامبرى از خود قرار بدهیم . و این کار حتمى است ).
آیات شریفه ، صریح مى باشد در اینکه :
۱ - ملک به صورت بشر در مى آید و مجسم و ممثل مى شود.
۲ - مریم او را انسان دانست و تا خودش نگفته بود، معلوم نبود که او ملک است .
۳ - مریم ملک را با چشم دید و با او گفتگو کرد.
۴ - خلقت عیسى - علیه السلام - قدرت نمایى خداوند بود وگرنه انسان از پدر و مادر به وجود مى آید. و خداوند خواسته است تا بفهماند که او محکوم نظام خلقت نیست بلکه به عکس است .
(( و لقد جائت رسلنا ابراهیم بالبشرى قالوا سلاما قال سلام فما لبث ان جاء بعجل حنیذ فملما رءاایدیهم لاتصل الیه نکرهم و اوجس منهم خیفه قالوا لا تخف انا ارسلنا الى قوم لوط و امراته قائمه فضحکت فبشرناها باسحاق و من وراء اسحق یعقوب قالت یا ویلتى ءالد و انا عجوز و هذا بعلى شیخا ان هذا لشى ء عجیب قالوا اتعجبین من امر الله رحمت الله و برکاته علیکم اهل بیت انه حیمد مجید. )) (۱۹۰)
یعنى : (فرستاده هاى ما به ابراهیم بشارت اسحاق را آوردند. و به او سلام گفتند، او نیز در جواب آنها سلام گفت . و بزودى گوساله بریانى نزد آنها آورد. و چون دید دستشان به طعام برده نمى شود، آنها را نشناخت و احساس ترس کرد (و اگر مى شناخت نمى ترسید) گفتند: نترس ما (ملک هستیم ) و براى قوم لوط فرستاده شده ایم . زن ابراهیم ایستاده بود که به حال حیض افتاد، به او فرزندش اسحاق را مژده دادیم که بعد از اسحاق پسرش یعقوب خواهد شد. زن گفت : واى بر من ! آیا فرزند مى زایم با آنکه من پیرزن و شوهرم پیرمرد است ؟! گفتند: آیا از کار خدا تعجب مى کنى ؟! حال آنکه رحمت و برکات او مخصوص شما اهل بیت است . و خدا پسندیدده و با عظمت است ).
از آیات به طور صریح معلوم مى شود که :
۱ - ملائکه مجسم شده و به صورت انسان درمى آیند.
۲ - حضرت ابراهیم - علیه السلام - آنها را دید اما نشناخت و فکر کرد بشر هستند و لذا براى آنها غذا آماده کرد.
۳ - ملائکه به همسر حضرت ابراهیم - علیه السلام - (سارا) مژده دادند که از او اسحاق به دنیا خواهد آمد.
۴ - به علت نزول ملائکه ، همسر حضرت ابراهیم - علیه السلام - به حالت قاعده درآمد، بنابراینکه : (ضحکت ) به معناى حائض ‍ شدن باشد.
(( و لم جائت رسلنا لوطا سى ءبهم وضاق بهم ذرعا و قال هذا یوم عصیب و جائه قومه یهرعون الیه و من قبل کانو یعلمون السیئات قال یا قوم هؤ لاء اطهر لکم فاتقوا الله و لا تخزون فى ضیفى الیس منکم رجل رشید... قالوا یا لوط انا رسل ربک لن یصلوا الیک فاسر باهلک بقطع من اللیل و لایلتفت منکم احد )) (۱۹۱)
یعنى : (چون فرستاده هاى ما پیش لوط آمدند (حضرت لوط آنها را نشناخت و گمان کرد که آنها جوانانى هستند که به عنوان میهمان آمده اند لذا) غمگین شد و در کارشان درماند و گفت : این روز، روز سختى است (نه مى توانم میهانان را از خانه برانم و نه مى توانم در برابر قوم خود از آنها دفاع کنم ) قوم او (وقتى دانستند که براى حضرت لوط جوانانى به مهمانى آمده اند) به سوى او کشیده مى شدند. (و مى آمدند) و قبل از آن ، اهل گناهان بودند ( عمل لواط انجام مى دادند آن حضرت که در مقابل هجوم قوم درمانده بود) گفت : اى مردم ! این دختران من هستند که بعضى از شما مى توانید با آنها ازدواج کنید. از خدا بترسید و مرا درباره میهمانانم خوار نکنید. آیا مرد کاملى در میان شما نیست ؟!... ملائکه گفتند: اى لوط! ما فرستاده خداى تو هستیم ، اینها هرگز به تو نتوانند رسید. با خانواده خود در پاسى از شب از این محل بروید و نباید ملتفت شود از شما احدى ).
از آیات شریفه معلوم مى شود که :
۱ - ملائکه در شکل و صورت انسانها بوده اند.
۲ - حضرت لوط - علیه السلام - آنها را نشناخت و تصور نمود که آنها بشر مى باشند.
۳ - قوم لوط نیز آنها را به صورت بشر دیده و در آنها طمع کرده اند .
۴ - پس از آنکه خود را معرفى کردند، حضرت لوط - علیه السلام - دانست که آنها فرشته مى باشند. این حکایت در سوره عنکبوت ، آیه ۳۱ - ۳۴ و در سوره حجر، آیه ۵۱ - ۷۲ و در سوره ذاریات ، آیه ۲۴ - ۳۶ نیز آمده است . و مستفاد از همه آنها این حقیقت است که ملائکه مى توانند در صورت انسان ممثل و مجسم شوند.
یکى از اصحاب مشهور حضرت رسول - صلى الله علیه و آله - (دحیه کلبى ) است . و او همان بود که نامه رسول خدا - صلى الله علیه و آله - را براى هرقل پادشاه روم برد. و او برادر رضاعى حضرت است . و جبرئیل در صورت او به محضر حضرت مى آمد. اصحاب فکر مى کردند که او (دحیه کلبى ) است اما بعدا حضرت مى فرمود که او جبرئیل بود.
و نیز آن حضرت به اصحاب فرموده بود که : (( اذا راءیتم دحیه الکلبى عندى فلا یدخلن على احد )) (۱۹۲)؛ یعنى : چون دحیه کلبى را نزد من دیدید، کسى نزد من نیاید).
ابن اثیر نقل کرده است که : (دحیه بن خلیفه صاحب رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم ... و کان جبرئیل یاءتى النبى صلى الله علیه و آله و سلم صورته احیانا و بعثه رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم الى قیصر رسولا سنه ست )) (۱۹۳)
ناگفته نماند که : (جن ) نیز مانند (ملائکه ) مجسم و ممثل مى شود. در این رابطه آیات شریفه را در فصل (جن در قرآن ) فصل : (جن مانند انسان کار مى کند) آورده ایم .

Zugriffe: 1198