قرآن مجید، وجوهى از اعجاز دارد. و علما آن وجوه اعجاز را چنین فرموده اند:
۱ - اعجاز قرآن از نظر فصاجت و بلاغت .
۲ - اعجاز قرآن از نظر علو معنى و محتوا.
۳ - اعجاز قرآن از نظر عدم اختلاف در آن .
۴ - اعجاز قرآن از نظر جاذبه .
۵ - اعجاز قرآن از نظر اخبار غیبى .
۶ - اعجاز قرآن از نظر وسعت معارف .
ولى آنچه را که قرآن مجید، خود به آن تکیه مى کند؛ آوردن مثل قرآن یا ده سوره و یا کتاب سوره از آن مى باشد. به عبارت دیگر: قرآن مى فرماید: اگر مى گویید این کتاب از جانب خدا نیست و مخلوق بشر است پس شما نیز مانند او بشر هستید، نظیر آن را بیاورید.
علم ساختن قرآن کریم به بشر داه نشده بلکه قرآن ، مصداق (( انزل بعلم الله )) (۱۹۴) مى باشد. اگر انسان بخواهد الفاظى مثل الفاظ قرآن کریم را در کنار هم بگذارند و بگوید: (( والطاحنات طنحا و الخابزات خبزا و الضاربات ضربا )) معنایش چیز مضحکى خواهد شد. تازه این یک سوره نمى شود بلکه از چند کلمه منسجم تجاوز نمى کند. و اگر معناى خوبى را انتخاب کند، براى آن ، لفظ منسجم پیدا نمى کند. به هر حال قرآن از ابتداى نزول ، مى فرماید: (( فاءتوا بسوره من مثله )) بیش از هزار سال است که این تحدى و مبارزه طلبى در قرآن مجید آمده کسى نتوانسته است نظیر آن را ولو یک سوره بیاورد. و بشر مبهوت و وامانده مى باشد که در آن چه سرى نهفته است .
قرآن کریم ، گاهى با یک سوره تحدى کرده و فرموده است : اگر مى گویید قرآن آ از جانب خدا نیست ، پس یک سوره نظیر آن را بیاورید. و گاهى فرموده : ده سوره نظیر آن را بیاورید و گاهى نیز مى فرماید: مثل آن را بیاورید ولى نگفته است : ( یک آیه نظیر آن را بیاورید). اینک آیات را بررسى مى کنیم :
۱ - (( و ان کنتم فى ریب مما نزلنا على عبدنا فاءتوا بسوره من مثله و ادعوا شهدائکم من دون الله ان کنتم صادقین فان لم تفعلوا فاتقوا النار التى وقودها الناس و الحجاره اعدت للکافرین )) (۱۹۵)
یعنى : (اگر در آنچه به بنده خود نازل کرده ایم در شک هستید، پس ‍ یک سوره نظیر آن را بیاورید. و اگر نتوانستید و هزگر نخواهید توانست ، بترسید از آتشى که هیزم آن انسانها و سنگهاست . و براى کافران آماده شده است ).
در این آیات شریفه مى بینیم که تحدى و مبارزه طلبى ، فقط درباره (یک سوره ) مى باشد.
۲ - (( ام یقولون افتراه قل بعشر سور مثله مفتریات و ادعوا من استطعتم من دون الله ان کنتم صادقین فالم یستجیبوا لکم فاعلموا انما انزل بعلم الله وان لا اله الا هو فهل انتم مسلمون )) (۱۹۶)
یعنى : (آیا مى گویند قرآن را از خود جعل کرده است ؟ بگو شما هم ده سوره جعل شده نظیر آن را بیاورید و جز خدا هر که او را خواستید به یارى بخواهید، اگر راستگو هستید. و اگر جواب نداند بدانید که قرآن با علم (مخصوص ) خدا نازل شده و جز او معبودى نیست آیا تسلیم مى شوید؟
در اینجا نیز تحدى و حریف خواستن ، درباره (ده سوره ) است . مخصوصا نشان مى دهد که علم ساختن قرآن به کسى داده نشده است .
۳ - (( قل لئن اجتمعت الانس والجن على ان یاءتوا بمثل هذا القرآن لایاءتون بمثله ولو کان بعضهم لبعض ظهیرا (۱۹۷)، فلیاءتوا بحدیث مثله ان کانوا صادقین )) (۱۹۸)
در این آیه شریفه ، قدرت آوردن قرآن ، از انس و جن سلب شده است و گفته شده که اگر همه انس و جن بدست هم دهند تا قرآنى نظیر این قرآن را بیاورند، نخواهند توانست . در این آیه سخن از آوردن همه قرآن است .
بهتر است در اینجا جریان ذیل را نقل کنیم و آن اینکه : عبدالکریم بن ابى العوجاء، ابوشاکر دیصانى ، عبدالله بن مقفع و عبدالکریم بصرى از مشاهیر مادیین عرب ، در مسجدالحرام گرد آمده و در مورد حج ، اسلام و پیامبر(ص ) سخن مى گفتند. و ناراحتى خود را از نیرومندى مسلمانان بازگو مى کردند. سپس به اتفاق آراء تصمیم گرفتند با قرآن - که اساس و محور اسلام است - معارضه کنند. لذا هر یک از آنها تعهد کرد که تا یک سال ، ربع قرآن را بسازد! سال دیگر که باز در موسم حج گرد هم آمدند، از عملکرد خود جویا شدند، هر کدام آیه اى را ذکر کردند که در آن وامانده بودند.
ابن ابوالعوجاء گفت آیه : (( لو کان فیهما الهه الا الله لفسدتا ))
(۱۹۹) مرا به خود مشغول کرد. در طول سال هر چه فکر کردم تا نظیر آن را بسازم ، نتوانستم و واماندم .
دیگرى گفت : یک سال ، تمام فکرم به این آیه مشغول بود که : (( یاایهاالناس ضرب مثل فاستمعوا له ان الذین تدعون من دون الله لن یختلفوا ذبابا )) (۲۰۰)
آخر راه به جایى نبردم و واماندم .
سومى اظهار داشت : آیه (( و قیل یا ارض ابلعى مائک و یا سماء اقلعى )) (۲۰۱) مرا مات و متحیر کرده و یک سال تمام ، به این آیه اندیشیده ایم ولى نتوانستیم چیزى بگوییم .
بالاءخره چهارمى هم گفت : آیه (( فلما استیئسوا منه خلصوا نجیا )) (۲۰۲) مرا عاجز کرده و در بلاغت آن تواءم با ایجاز در تفکر فرورفته ام .
گویند: این مطلب را به امام صادق - علیه السلام - که در حج شرکت کرده بود، رساندند، امام فرمود: (( قل لئن اجتمعت الانس و الجن على ان یاءتوا بمثل هذا القرآن لایاءتون بمثله و لوکان بعضهم لبعض ‍ ظهیرا )) (۲۰۳)
قرآن مجید در جاى دیگر نیز در این باره مطلبى فرموده است که در ردیف آیات مذکور مى باشد: (( افلا یتدبرون القرآن و لوکان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا )) (۲۰۴)
یعنى : (آیا در قرآن تدبر نمى کنند؟ و اگر از جانب غیر خدا بود در آن اختلاف زیادى پیدا مى کردند).
انسان مادى که در مسیر عمر خود، پیشامدهاى گوناگون دارد. نمى تواند پیوسته در یک حال ، در یک فکر و در یک نظر باشد. و در گشته هاى خود ابدا تجدیدنظر نکند. و اگر چنین باشد، معلوم مى شود، جریان او یک جریان عادى نیست .
به همین طریق : قرآن مجید در طى ۲۳ سال به تدریج در حالات و اوقات مختلف آن حضرت ، نازل شده ولى در مطالب توحید، نبوت ، قصص ، انبیاء، نظم جهان ، احکام و غیره ، هیچ اختلافى در آن نیست . و آنچه را که درگذشته گفته در آینده نقض نکرده است . و این دلیل بر این است که از جانب خدا بودن آن است . و اگر کار بشر بود، اختلاف زیادى در آن پدید مى آمد.

Zugriffe: 1050