ظهور عده اى از آیات شریفه این است که : جهنم و آتش آخرت ، شعور دارد. و داراى حیات مى باشد. و جهنم اشخاص را مى شناسد و آنان را مى خواند. و با دیدن گناهکاران به غضب در مى آید و به خداوند مى گوید: اهل مرا زیاد گردان . ما ابتدا برخى از آیات را نقل مى کنیم و سپس آنها را بررسى مى نماییم . و سرانجام نظر دیگرى اظهار خواهیم کرد:
(( بل کذبوا بالساعه و اعتدنا لمن کذب بالساعه سعیرا اذا راتهم من مکان بعید سمعوا لها تغیظا و زفیرا)) (۲۴۳).
یعنى : (کافران قیامت را تکذیب کردند، براى آنانکه قیامت را تکذیب کنند آتش افروخته آماده کرده ایم چون آتش ، آنها را از دور ببیند، غلیظ شدید و صداى صفیر آن را مى شنوند).
راغب در مفردات مى گوید: (غیظ) به معناى خشم شدید و (تغیظ) اظهار غیظ است . (زفیر) به معناى صداى جهنم و صفیر آن است . فاعل (راءتهم )، (سعیر) است به اعتبار جهنم . ظاهر این آیه شریفه این است که آتش جهنم ، گناهکاران را مى بیند. و با دیدن آنها به خشم درمى آید و فریاد مى کشد. در مجمع البیان از امام صادق - علیه السلام - نقل شده است که (من مکان بعید) مسیر یک سال است (مسیره سنه ).
طبرسى در مجمع البیان این تعبیر را به طور تشبیه دانسته و مى فرماید: (کالتهاب الرجل المغتاظ). و نیز مى فرماید: آنها آتش ‍ را مى بینند. و اینکه فرموده : آتش آنها را مى بیند؛ چون این رساتر از اولى است . المیزان نیز نظرش نظر مجمع البیان است . و مى فرماید: آیه شریفه ، تمثیل حالت آتش نسبت به آنهاست ؛ چون روز قیامت در مقابل آن قرار گیرند، مانند شیر، وقتى که طعمه خودش را دید، همهمه مى کند. ولى سخن این دو بزرگوار، خلاف ظهور آیات شریفه است :
(( یوم نقول لجهنم هل امتلات و تقول هل من مزید)) (۲۴۴).
یعنى : (یاد آر که روز قیامت به جهنم مى گوییم : آیا (از کفران ) پر شدى ؟ مى گوید: آیا (دوزخیان ) بیش از این هم هستند؟).
ظهور این آیه نیز در شعور و گفتگوى جهنم است . بعضى ها گفته اند: این آیه زبان حال است نه زبان قال . به نظر بعضى این سؤ ال از ماءموران جهنم خواهد بود اگر چه سؤ ال به جهنم نسبت داده شده است .
در المیزان مى فرماید: بهتر آن است که آیه حمل بر ظاهر شود؛ زیرا خداوند از سخن گفتن دستها، پاها، پوستها و غیر آن خبر داده است . و در سوره فصلت گذشت که علم و شعور، در همه موجودات سارى است .
در مجمع البیان مى فرماید: در کلام جهنم ، سه قول هست ؛ اول اینکه : آن به طور تمثیل آمده و جهنم نسبت به وسعت آن مانند سخنگویى است که مى گوید هنوز پر نشده ام . دوم اینکه : خداوند براى جهنم آلت تکلم خلق مى کند و او جواب مى دهد و این بعید نیست ؛ زیرا خداوند دستها و جوارح و پوستها را نیز به سخن مى آورد. سوم اینکه : خطاب به ماءموران جهنم است . و به صورت تقریر، به جهنم خطاب شده است . ولى چنانکه در آیه قبلى گفته شد: اینها خلاف ظاهر است و ظهور آیه در شعور و سخن گفتن جهنم مى باشد:
(( کلا انها لظى نزاعه للشوى تدعوا من ادبر و تولى و جمع فاوعى )) (۲۴۵).
یعنى : (نه ، آتش جهنم شعله خاص است . پوستهاى سر را بشدت مى سوزاند. مى خواند کسى را که به حق پشت کرده و از آن اعراض ‍ نموده است . و کسى را که مال دنیا را جمع کرده و در ظرف قرار داده (و به طور غیر شرعى ) انباشته است ).
(شواه ) به معناى اطراف بدن مثل دست ، پا و سر است و نیز به معناى پوست سر مى باشد. جمع آن (شوى ) مى آید. لفظ (تدعو) که به معناى خواندن است دلالت بر شعور، حیات و تکلم آتش دارد، که اعراض کنندگان از حق را به سوى خود مى خواند و مى گوید: به طرف من بیایید.
در مجمع مى فرماید: گویند: آتش کسى از کفار را ترک نمى کند. گویى آنها را مى خواند. و به قولى خداوند براى آتش ، سخن گفتن را مى آفریند و به قولى : ماءموران جهنم آنها را مى خوانند. همان اقوالى که در آیه قبلى گذشت . ولى چنانکه گفته شد: ظهور آیه در شعور، حیات و تکلم آتش مى باشد:
(( و للذین کفروا بربهم عذاب جهنم و بئس المصیر. اذا القوا فیها سمعوا لها شهیقا و هى تفور، تکاد تمیز من الغیظ کلما فیها فوج سئلهم خزنتها الم یاءتکم نذیر )) (۲۴۶).
یعنى : (و بر آنانکه به خداى خود کافر شدند، عذاب جهنم که بسیار بد منزلگاهى است ، مهیاست که چون به آتش جهنم درافتند فریاد منکرى چون شهیق خران از آن آتش چون دیگ سوزان مى شنوند. و دوزخ از خشم کافران نزدیک است شکافته و قطعه قطعه شود و هر فوجى را که به آتش درافکنند خازنان جهنم به آنها گویند آیا پیغمبرى براى راهنمائى شما نیامد؟.
(تمیز) به معناى جدا شدن است ؛ یعنى نزدیک است از شدت غضب منفجر و تکه تکه شود. لفظ غیظ - مانند آیات دیگر - دلالت بر شعور و فهم آتش دارد.
تکمیل مطلب

در این دنیا، موجودات به دو قسمت زنده و مرده تقسیم مى شوند. ولى ظاهر آن است که : در روز قیامت ، حیات به همه موجودات رسیده و همه چیز زنده مى شوند. و لااقل بسیارى از آنچه در این دنیا مرده اند، در آخرت زنده و باشعور خواهند بود. از جمله جهنم و آتش آن .
از آیه شریفه : (( و قالوا لجلودهم لم شهدتم علینا قالوا انطقنا الله الذى انطق کل شى ء )) (۲۴۷).
یعنى : (در آن روز گناهکاران به پوستهاى خود گویند: چرا بر علیه ما گواهى دادید؟! گویند: خداوند ما را به سخن درآورده است ؛ خدایى که همه چیز را به سخن درآورده است ).
معلوم مى شود که روز قیامت ، تمام اشیاء نطق خواهند داشت . و لازمه آن ، شعور، علم و حیات است .
المیزان نیز این سخن را تاءیید مى کند. ظهور همه آیات در شهادت اعضاو غیره در تکلم معمولى است . اسباب فعلى از قبیل ضبط صوت و غیره روشن کرده است که در سخن گفتن : زبان ضرورت ندارد. امید است دیگران این مطلب را تعقیب کرده و گسترده تر نمایند.

 

Zugriffe: 1051