بحثى پیرامون (حطه )
لفظ (حطه ) دو بار در قرآن مجید به کار رفته و هر دو درباره بنى اسرائیل مى باشد یکى در سوره بقره است که خداوند مى فرماید: (( و اذ قلنا ادخلوا هذه القریه فکلوا منها حیث شئتم رغدا و ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطه نغفرلکم خطایاکم و سنزید المحسنین )) (۲۴۹).
یعنى : (و به یاد آرید وقتى که گفتیم وارد این قریه (اریحا) شوید. و از نعمتهاى آن تناول کنید و در آن سجده کنان داخل گردید و بگویید خدایا! از گناه ما درگذر تا از خطاى شما درگذریم و بر ثواب نیکوکاران شما بیفزاییم ).
و دیگرى در سوره اعراف مى باشد. چنانچه مى فرماید: (( و اذ قیل لهم اسکنوا هذه القریه و کلوا منها حیث شئتم و قولوا حطه و ادخلوا الباب سجدا نغفرلکم خطیاتکم سنزید المحسنین )) . (۲۵۰)
یعنى : (و آنگاه که گفتیم به این شهر (اریحا) داخل بشوید و از هر کجا خواستید (با حفظ مقررات ) با فراوانى بخورید و از دروازه شهر با حال خضوع به قوانین ، داخل بشوید و از گناهان استغفار کنید. و بزودى نعمت و عطاى خویش را براى اهل احسان ، مزید مى گردانیم (والله اعلم ) ).
در هر دو آیه فوق (حطه ) مرفوع است . و آن باید خبر مبتداى محذوف باشد؛ مثل (مسئلتنا حطه )، یعنى خواسته ما آمرزش ‍ گناهانمان است ؛ چون (حط) به معناى فروآمدن و فروآوردن است (استحد وزره حطه ؛ یعنى : خواست گناهان او بریزد) و (حطه السیل )؛ یعنى : سیل او را پائین آورد) هر دو آیه یکى است با اندک تقدیم و تاءخیر. در آیات و روایات چیزى که مبین آن باشد نقل نشده است . و عجب آن است که المیزان در هیچ یک چیزى نگفته است . ظاهرا آن دستور استغفار و خواستن بخشایش ‍ گناهان است . چنانکه منظور از (( و ادخلوا الباب سجدا)) ظاهرا اطاعت و خضوع به قوانین شهرنشینى است ؛ یعنى تا به حال در صحراى سینا کاملا آزاد بودید هر طور و در هر جا باشید، ولى شهرنشینى این طور نیست .

Zugriffe: 1217