معناى بسمله
بنابر آنچه گذشت ، معناى (بسم الله الرحمن الرحیم ) چنین مى شود: شروع کن یا شروع مى کنم بانام خدایى که رحمتش همگانى و همیشگى است . لفظ (بسم ) که جارو مجرور است ، به فعل امر (ابدء) ( شروع کن ) یا به فعل متکلم (ابتدء) (شرع مى کنم ) ولى چون این سخن از طرف خداوند نازل شده است ، فعل اول ، مناسبتر به نظر مى رسد این که در ترجمه بسم الله ... بگوییم : (به نام خداوند بخشنده مهربان ) درست نیست . و یا بگوییم بنام خدایى که رحم کننده است بر مؤ من و کافر در دنیا و فقط بر مؤ منین در آخرت ، این هم درست نیست .
در برخى از روایات (رحمان و رحیم ) طورى معنا شده است که مضمون آزاد آن ، چنین است ، رحمان ؛ یعنى رحم کننده در دنیا بر مؤ من و کافر، رحیم ، یعنى رحم کننده بر مؤ منین یا رحم کننده فقط بر مؤ منان در آخرت . تعبیر آنها چنین است : (( الرحمن بجمع خلقه و الرحیم بالمؤ منین خاصه (۲۷۲) در نقل دیگرى است : (( ان عیسى بن مریم قال : الرحمن ، رحمن ، رحمن الدنیا و الرحیم ، رحیم الاخره )) . و در نقل سوم آمده است : (( الرحمن ، اسم خاص ‍ بصفه عامه ، و الرحیم ، اسم عام بصفه خاصه )) (۲۷۳).
ولى این سخن نتیجه اش آن است که : خداوند در دنیا رحیم نیست و و اطاق قرآن کریم (رحیم ) را مخصوص مؤ منان نکرده است ؛ زیرا در مقابل آیه (( و کان بالمؤ منین رحیما)) (۲۷۴) آمده است : (( ان الله بالناس لرؤ ف رحیم )) (۲۷۵).
- )) و یعذب المنافقین ان شاء او یتوب علیم ان الله کان غفوارحیما(۲۷۶) )) .
- (( نبى عبادى انى الغفور الرحیم )) (۲۷۷) و آیات دیگر.
رسول و نبى در قرآن کریم
(رسول و نبى ) که در قرآن مجید مطرح گردیده است ، هر یک معناى مستقل و جداى از هم دارد. اگرچه در بادى امر، چنان به نظر مى آید که هر دو، یکى هستند. آیات قرآن مجید هر دو را مستقل در نظر گرفته است ؛ مثلا در آیه شریفه :
(( و ما ارسلنا من قبلک من رسولا و لا نبى الا تمنى الفى الشیطان فى امنیته فینسخ الله ما یلقى الشیطان ثم یحکم الله آیاته و الله علیم حکیم )) (۲۷۸)
ملاحضه مى شود که هر یک از (رسول ) و (نبى ) مستقلا ذکر شده اند. و یا در آیات ذیل - چنانچه ملاحضه مى فرمایید - هر دو مستقل آمده و مورد عنایت هستند:
(( و اذکر فى الکتاب موسى انه کان مخلصا و کان رسولا نبیا... و اذکروا فى الکتاب اسماعیل انه کان صادق الوعد و کان رسولا نبیا)) (۲۷۹)
- (( الذین یتبعون الرسول النبى الامى الذى یجدونه مکتوبا عندهم فى التوریه و الانجیل )) (۲۸۰).
نظر اهل سنت درباره فرق میان (رسول و نبى ) آن است که : (رسول ) کسى است که شریعتى نو و تازه آورده باشد. و مردم را به آن دعوت مى کند ( یعنى اواالعزم ) ولى (نبى ) اعم است ؛ هم به رسول اطلاق مى شود و هم به پیامبرى ک شریعت گذشته را تبلیغ مى کند؛ مانند پیامبران بنى اسرائیل از بعد از حضرت موسى تا حضرت عیسى - علیهما السلام -.
ونیز گفته اند (رسول ) آن است که هم کتاب و هم معجزه داشته باشد. و (نبى ) آن است که معجزه دارد ولى کتاب ندارد. ناگفته نماند که : این همان قول سابق است . فرقهاى دیگرى نیز گفته اند که این مقال را مجال همه آنها نیست . (مجمع البیان و تفسیرى بیضاوى ).
ولى بنابر تفسیر بیت - صلوات الله اجمعین - (رسول ) آن است ک به سه طریق به طریق به او وحى مى شود؛ یعنى : هم خدا مطالب را به قلب او القا مى کند، و هم صدایى را که خدا خلق کرده ، مى شنود، و هم جبرئیل به محضر او مى آید و وحى را مى آورد. ولى (نبى ) آن است که فقط با دو راه به او وحى مى شود و جبرئیل نزد او نمى آید.
در اصول کافى بابى تحت عنوان (( باب الفرق بین الرسول و النبى و المحدث )) (۲۸۱) مى باشد. و در آن چهار حدیث که همه آنها قریب المضمون هستند، نقل گردیده است . از جمله : (( عن زاره قال : سئلت ابا جعفر علیه السلام عن قول الله عزوجل (( و کان رسولا نبیا)) ما الرسول و ما النبى ؟ قال : النبى الذى فى منافه و یسمع الصوت و لا یعاین الملک . و الرسول الذى یسمع الصوت و یرى فى المنام و یعاین الملک ...)) (۲۸۲)
یعنى : (زراره مى گوید: از امام باقر - علیه السلام - از این آیه پرسیدم که خداوند فرموده است : (و کان رسولا نبیا) رسول و نبى کدام است ؟ فرمود: (نبى ) آن است که در خواب مى بیند و صدایى که خداوند خلق کرده ، مى شنود، ولى ملک را نمى بیند. اما (رسول ) صدا را مى شنود، و در خواب مى بیند و ملک (جبرئیل ) نیز نزد او مى آید...).
ناگفته نماند که : در این روایت و رویات دیگر (وحى ) به معناى اول ذکر نشده است . چنانچه در (وحى سه گانه ) مشروحا گفته ایم . ظاهرا نظر معصوم - صلوات الله علیه - فقط به آمدن (ملک ) بوده است که بیشتر بدان پرداخته است .
و نیز ناگفته نماند که : خواب انبیا- علیهم السلام - على الظاهره از قسم دوم ؛ یعنى از قسم (من وراء الحجاب ) است که صداى آفریده شده را در خواب مى شنیدند. و از اینکه در قرآن کریم از رسول خدا - صلى الله علیه و آله - گاهى به (رسول ) و گاهى به (نبى ) تعبیر شده ، معلوم مى شود که به ایشان از هر سه طریق وحى مى شده است . در سوره شورى خداوند اول از سه نوع وحى و تکلیم نام مى برد و مى فرماید:
(( و ما کان لبشر ان یکلمه الله الا و حیا او من وراء حجاب او یرسل رسولا فیوحى باذنه ما یشاء انه على حکیم )) (۲۸۳)
چنانچه در فصل بعدى (وحیهاى سه گانه ) مشروحا گفته شده است . بلافاصله بعد از آن مى فرماید: (( و کذلک اوحینا الیک روحا من روحا من امرنا ما کنت تدرى ما الکتاب و لا الایمان ...)) (۲۸۴).
على الظاهره ، (کذلک ) اشاره به وحى هاى سه گانه فوق است ؛ یعنى این چنین قرآن را بر تو وحى کرده ایم . ظاهرا تقدیر آیه چنین باشد که : (( کذلک او حینا الیک القرآن بسبب روح من امرنا...)) .

Zugriffe: 1102