روح نبوت
غالب افراد بویژه غریبها، گمان کرده اند که نبوت و پیامبرى از جنس ‍ نبوغ است . و پیامبران مانند نوابغ و مکتشفین مى باشند!! به عبارت دیگر: همانطور که نوابغ عالم در اثر تفکر و تحقیق و گسترش روح و فکر، از دیگران جلو مى افتند. و چیزهایى کشف مى کنند و جوامع بشرى را به دنبال خود مى کشند، انبیا نیز نظیر اینها هستند که در اثر نبوغ و گسترش روح ، به مقام قانونگذارى و هدایت بشر مى رسند.
این سخن ، باطل و دروغ است . و اگر چنین مى بود، نبوت و امامت در اشخاص معینى منحصر نمى شد. و در طول گذر ایام پیوسته اشخاصى به رسالت مى رسیدند. و مقام پیامبرى را تصاحب مى کردند.
به حکم آیات قرآن و روایات اسلامى ، نبوت و پیامبرى یک چیز مستقلى است نه عرضى و گسترش روح باشد. بلکه به وسیله روح مستقلى است که از جانب خداوند نازل شده و در وجود دیگران نخواهد بود. و در هنگام رحلت پیامبر، آن روح به بدن امام معصوم منتقل مى شود. در این زمینه آیات و روایاتى داریم که بررسى مى کنیم :
۱ - (( ینزل الملائکد بالروح من امره على من یشاء من عباده ان انذروا انه لااله الا انا فاتقون )) .(۲۸۵)
یعنى : (خداوند فرشتگان و روح را به امر خود بر هر کس از بندگان خواهد، مى فرستد تا او خلق را اندرز داده و از عقوبت شرک به خدا بترساند و به شما بندگان بفهماند که عالم را خدایى جز من نیست تا ار من و عقاب من بترسید.)
(باء) در (بالروح ) به معناى مصاحبت یا سبب است . و در معنا فرقى نمى کند. منظور از (من امره ) - که در آیات دیگر نیز خواهد آمد - ظاهرا آن است که (روح ) از عالم امر است . و بدون واسطه آفریده شده است . (به فصل (امر و خلق ) رجوع شود) (ان انذروا) نشان مى دهد که رسیدن به مقام رسالت و انذرار در اثر نزول همان روح است .
آیه کاملا روشن است در اینکه پیامبر بودن پیامبر، با نزول روح است ، امام باقر و امام صادق - علیهما السلام - در بیان آن روح فرموده اند: (( عن زراره و حمران عن ابى جعفر و ابى عبدالله علیهما السلام .... فانما الروح خلق من خلقه له بصر وقوه و تایید یجعله فى قلوب الرسل و المومنین )) (۲۸۶)
یعنى : (آن روح مخلوقى است از مخلوق خدا، آن روح بینایى ، قدرت و تاءیید دارد.
خداوند آن را در قلوب پیامبران و مؤ منان (امامان - علیهم السلام ) قرار مى دهد).
پس روح نبوت ، یک شى ء مستقلى است که از جانب خداوند نازل شده و در وجود پیامبر قرار مى گیرد. بنابراین ، نبوت در اثر نزول همین روح است . و مراد از (المومنین ) چنانکه خواهد آمد ائمه - علیهم السلام - مى باشند.
۲ - (( رفیع الدرجات ذوالعرش یلقى الروح من امره على من یشاء من عباده لینذرو یوم التلاق )) (۲۸۷)
یعنى : (خدا بالا برنده درجات بندگان و صاحب حکومت در عالم است . روح نبوت را به هر کس از بندگانش که بخواهد القا مى کند تا مردم ار از روز ملاقات (قیامت ) بترساند).
از لفظ (من امره من یشاء لینذر) روشن است که مطلب این آیه ، با اولى یکى است . (یلقى الروح ) حکایت از استقلال روح نبوت دارد و از عالم امر است .
آن روح از طرف خداوند به وجود پیامبر نازل و انداخته مى شود. در تفسیر قمى مى فرماید:(( قال : روح القدس و هو خاص لرسول الله صلى الله علیه و آله و الائمه علیهم السلام . ))
۳ - (( و کذلک اوحینا الیک روحا من امرنا ما کنت تدرى ما الکتاب و لا الایمان ولیکن جعلناه نورا نهدى به من نشاء من عبادنا وانک لتهدى الى صراط مستقیم . )) (۲۸۸)
یعنى : (و همین گونه ما روح (فرشته بزرگ ) خود را براى وحى به تو فرستادیم و از آن پیش که وحى رسد نداستى که کتاب خدا چیست ؟
و ندانستى که راه ایمان و شرع کدام است ؟ ولکن ما آن کتاب و شرع را نور (وحى و معرفت ) گردانیدیم که هر کس از بندگان خود را بخواهیم به آن نور هدایت مى کنیم . و اینک تو خلق را هدایت خواهى کرد به راه راست ).
آیه شریفه نظیر دو آیه سابق است : الا اینکه به جاى (یلقى الروح ) و (ینزل الملائکه بالروح ) لفظ (اوحینا الیک روحا) آمده است . و گرنه کلمه (روح ) و کلمه (من امره ) در اینجا نیز وجود دارد. لفظ (و کذلک ) اشاره است به وحى هاى سه گانه اى که در آیه قبلى آمده است . و این مانع از آن است که (اوحینا) به معناى (القینا) باشد. لذا صاحب المیزان احتمال مى دهد که مفعول (اوحینا) کتاب و (روحا) منصوب به نزع خافض ‍ باشد؛ یعنى (و کذلک اوحینا الیک الکتاب بروح من امرنا). این احتمال کاملا بجاست ؛ چون به قبرینه دو آیه سابق ، منظور از (روحا من امرنا) نبوت است .
به عنوان نمونه به دو روایت ذیل توجه بفرمایید: (عن ابى بصیر قال : سئلت ابا عبدالله علیه السلام عن قول تبارک و تعالى :(( کذلک اوحینا روحا من امرنا ما کنت تدرى ما الکتاب و لا الایمان قال : خلق من خلق الله اعظم من جبرئیل و میکائیل کان مع رسول الله صلى الله علیه و آله یخبره و یسدده و هو مع الائمه من بعده ) )) (۲۸۹)
یعنى : (ابو بصیر مى گوید از امام صادق - علیه السلام - از آیه :(( (و کذلک اوحینا الیک روحا من امرنا) )) سؤ ال کردم ، فرمود: روح مخلوقى است از مخلوق خداوند و بزرگتر از جبرئیل و میکائیل است . و آن با رسول خدا - صلى الله علیه و آله - بود. به او خبر مى داد و او را از انحراف ، حفظ مى کرد. و ان روح بعد از آن حضرت با امامان - علیهم السلام - مى باشد.)
(( عن اسباط بن سالم قال : سئله رجل من هیت و انا حاضر عن قول الله عزوجل (و کذلک اوحینا الیک روحا من امرنا) فقال منذ انزل الله عزوجل ذلک الروح على محمد، ما صعد الى السماء و انه لفینا(۲۹۰) ))
یعنى : (اسباط بن سالم مى گوید: در محضر امام - علیه السلام - بودم که مردى از اهل هیت (محلى است در عراق ) از قول خداوند (و کذلک اوحینا روحا من امرنا) سؤ ال کرد؟ حضرت فرمود: از روزى که خداوند آن روح را بر محمد - صلى الله علیه و آله - نازل کرده به آسمان بالا نرفته و آن در وجود ما مى باشد).
طبرسى در مجمع البیان ، آن را در ذیل آیه ، از امام باقر و امام صادق - علیهما السلام - نقل کرده است به هر حال : نبوت در اثر یک روح مستقل به پیامبر است . و آن از جنس نبوغ و گسترش روح نیست . چنانکه امامت نیز چنان مى باشد.
در این رابطه ، غیر از کتاب شریف کافى ، به بحار الانوار نیز مراجعه فرمایید. (۲۹۱)

Zugriffe: 1150