سحر و معجزه در قرآن
(سحر و معجزه ) هر دو در حد خود حقیقت و صحت دارند. و نمى توان گفت که : سحر و جادو، خیال است و واقعیت ندارد. یکى از فرقهاى سحر با جادو آن است که (سحر) علم است و قابل تعلیم و تعلم مى باشد و نمى تواند از اقسام معجزه باشد. ولى معجزه آن است که مردم از آوردن مثل آن عاجز باشند و نتوانند نظیر آن را بیاورند. مثل مار شدن عصاى موسى یا زنده شدن مرده به دست حضرت عیسى - علیه السلام .
فرقى که در قرآن مجید درباره سحر و معجزه آمده آن است که : (معجزه ) حقیقت دارد و شى ء خارجى را تغییر مى دهد. ولى سحر فقط در فکر و چشم انسان اثر مى گذارد بدون آنکه شى ء خارجى را تغییر دهد، مثلا عصاى موسى - علیه السلام - واقعا در خارج مبدل به مار و اژدها گردید و خواب و خیال بود. و همچنین ناقه حضرت صالح و غیره .
اما درباره ساحران فرعون ، آمده است که آنها در فکر مردم اثر گذاشتند بدون آنکه در خارج ریسمانها و چوبها حرکت کنند؛ مثلا در سوره طه آمده است : (( قال بل القوا فاذا حبالهم و عصیهم یخیل الیه من سحرهم انها تسعى فاوجس فى نفسه خیفه موسى ، قلنا لا تخف انک انت الاعلى )) (۳۱۳)
یعنى : (موسى گفت : شما بیندازید و آنها انداختند. ناگاه ریسمانها و چوبهاى آنها به خیال موسى آمد که حرکت مى کنند. موسى از فریفته شدن مردم خوف نمود، گفتیم : نترس تو غالب هستى ).
در اینجا مى فرماید: (یخل الیه ) یعنى : به خیا ل و نظر موسى چنان مى آمد که آنها به شدت حرکت مى کنند، با آنکه آنها اصلا حرکت نداشتند. و سحر فقط در خیال موسى و دیگران ، آن اثر را گذاشته بود.
و در سوره اعراف آمده است : (( قال القوا فلما القوا سحروا عین الناس واسترهبوهم وجاؤ بسحر عظیم )) (۳۱۴)
یعنى : (موسى گفت : سحر خود را بیاورید و ریسمانهاى خود را بیندازید و چون انداختند. چشمهاى مردم را سحر کردند. و مردم را ترسانیدند و سحر بزرگى آوردند).
(سحروا اعین الناس ) نشان مى دهد که سحر آنها فقط در چشم تماشاگران اثر گذاشته بود نه اینکه ریسمانها را حرکت دهد. پس اثر (سحر) فقط در فکر و (دید) انسان است نه آنکه واقعا خارج را تغییر دهد. در سوره مبارکه بقره درباره هاروت و ماروت مى فرماید:
(( و ما انزل على الملکین ببابل هاروت و ماروت و ما یعلمان من احد حتى یقولا انما نحن فتنه فلا تکفر فیتعلمون منهما ما یفرقون به بین المرء و زوجه ...)) (۳۱۵)
یعنى : (یهود به آنچه نازل شده بود بر دو فرشته در بابل که هاروت و ماروت بودند، تابع شدند و آنها به کسى سحر را یاد نمى دادند مگر آنکه بگویند: ما امتحان هستیم ، به آنچه از ما آموخته اى کافر مباش . و آنها از آن دو یاد مى گرفتند سحرى را که با آن ، میان مرد و زنش ‍ جدایى و عداوت مى انداختند...)
از این آیه نیز فهمیده مى شود که اثر سحر، فقط در فکر و ذهن انسان است نه آنکه بتواند شى ء خارجى را تغییر دهد.

Zugriffe: 1290