مورچگان
(( و حشر لسلیمان جنوده من الجن و الانس و ا لطیر فهم یوزغون . حتى اذا اتوا على وادا النمل قالت نمله یا ایها النمل ادخلوا مسا کنکم لا یحطمنکم سلیمان و جنوده و هم لا یشعرون فتبسم ضاحکا من قولها. )) (۳۱۷)
یعنى : (براى سلیمان ، لشکریانش از جن و انسان و پرندگان جمع شدند و آنها از پراکنده شدن باز داشته مى شدند. تا چون به صحراى مورچگان (وادى عسقلان ) آمدند یک مورچه خطاب به مورچگان دیگر گفت : اى جماعت مورچگان ! به لانه هاى خود داخل شوید تا سلیمان و لشگریانش شما را پایمال نکنند که آنها نمى فهمند. سلیمان از سخن آن مورچه ، تبسم کرد و خندید) از این آیات شریفه فهمیده مى سود که :
۱- مورچگان نیز تکلم مى کنند و دستگاهى دارند که توسط آن ، سخن خویش را به همه مورچان نمى رساند. و الا چگونه مورچگان دیگر، صداى او را شسنیدند؟
۲- مورچگان ما را با اسم و رسم مى شناسند، چنانکه سلیمان را نام برد. و او را مى شناخت . آنهایى که سالها در زندگى مورچگان تلاش ‍ کرده و کتابها نوشته اند، هنوز این را اثبات نکرده اند که مورچگان ته انسانها را شخصه مى شناسند ولى قرآن مجید از آن پرده بر مى دارد.
۳- سلیمان - علیه السلام - زبان مورچه و اعلام او به مورچگان را دانسته و تعجب کرده است . سخن گفتن او چطور بوده و سلیمان چطور شنیده است اسن هنوز بر ما پوشیده است .
 

Zugriffe: 1020